سرافرازی تاریخی سپاه و ارتش. حمله موشکی آمریکا به سوریه
بله با نماز به یاران و همازوران بسته کشتیان. امروز برنامه ویژهای داریم در باب تازشی که دیو دموکراسی عفریتهای دموکراتیک به ایرانشهر پاره بال غربی ایرانشهر بال سپید دریاییش انجام دادهاند. بله نماز به همه یاران و نخست چون روال همیشگی بله میگویند بانگ و سیما خوب است پس برسیم به کار پخش کردن این برنامه تا که جای شدنی دامنهاش گستردهتر شود. امروز یکی از روزهای بسیار خوب، یکی از روزهای بسیار نیک و سرشار از پیروزیست. گرد هم آمدهایم تا طعم این پیروزی را با همازوری با یکدیگر بچشیم. بله یاران دارند گرد هم میآیند. نماز به همه یاران، یاران درون یاران بیرون در هر کجا که هستند. بله پخش میشود و بله درود و نماز به همه. یاران دارند گرد میآیند ما صدای این رایانه را یا اشمرگر واژه درستش اشمرگر هست ببندیم. بله بسیار خب بله. میتوانیم آغاز بکنیم برنامه را. امروز روشن است که چون همیشه با نام اورمزد و با نام ایرانشهر و با نام همه نیکان و وهان هم ایرانشهر و هم هفت کشور زمین چه در دئنا آنگونه که در دئنا آمده است و ابرروشن آریایی، ابرروشن یعنی سنت، آنگونه که ابرروشن آریاییست نیکان و وهان هفت کشور زمین همواره فروهر اینها و روان اینها ستوده میشود در هر کجایی که هستند. پس ما همازور هستیم با همه نیکان و وهان جهان و بسته کشتیان که مسلم است با ایشان. لیک امروز فرای این میخواهیم با واژه مرگ نیز بیاغازیم. ما در سنت آریایی در ابرروشن ایرانشهری همواره تأکید میکنیم پافشاری میکنیم از یک سو بر روی همازوری و همراهی با سپاه روشنایی با یزدان با بغان با نیکان با پهلوانان که در راه نیکی در راه اشا در راه هماهنگی با پوریوتکیشی یعنی آموزههای کهن و قوانین کهن میکوشند و از سوی دیگر پافشاری میکنیم بر پیکار و رزم با سپاه بدی با سپاه دروج با سپاه خشم یا ائشمه یا همان هشم که هاشم این سنت هاشمی این سنتی هستش که ایرانیان سپاه خشم مینامیدند. این دوگانگی این ثنویت هماره در سنت ما هستش پس یک بهدین یک بسته کشتی یک آریایی راستین هیچگاه در رامشن مطلق به سر نمیبرد. تا زمانی که رگ میجنبد تا زمانی که خون در رگها جریان دارد یک آریایی در رزم به سر میبرد. این رزم هم پهنه زندگی ایوازیک یا زندگی خصوصی را در بر میگیرد و هم پهنه زندگی امرگانیک یا زندگی همگانی و عمومی. ما هماره در یک چهارچوبی میزییم که ایوازیک هست آن چهارچوب خانواده است خویشاوندان هستش و یک چهارچوبی هستش که پهنه همستان است همستان یعنی اجتماع در همستان یک سری دادهای دیگری هستند که فرمانروایی میکنند لیک در هر دو پهنه چه پهنه ایوازیک یعنی خصوصی و چه پهنه امرگانیک یعنی حوزه عمومی یک بهدین یک بسته کشتی یک ایرانشهری خود را در یک رزم پیوسته میبیند. ما سخنی داریم در دینکرد که میگوید یک بهدین از اندرتوم تنش تا ستاره پایه هماره در رزم هست. این اندرتوم تن یعنی از درون دل از داخل پیکر این رزم آغاز میشود و خود فرد را خود مردم را در مینوردد. حوزه خصوصی یا همان پهنه ایوازیک را پشت سر میگذارد اندر میشود در پهنه امرگانیک یا همان حوزه عمومی و فرای این گیتیک نیز میرود. میرود در درون چهر یا طبیعت میرود در درون کهکشان و تمامی این نیروهایی را که ما آنها را به بغان و دیوان میشناسیم نیروهای نیکیافزا و نیروهای بدی افزا نیروهایی که هستی را فراتر میبرند و تازه میکنند و نیروهایی که هستی را میخواهند از جنبش بایستانند یعنی زندگی و مرگ. پس این جنگ و این رزم از اندرتوم تن تا ستاره پایک هماره شاریست و روان است میتازد و به پیش میرود چون رودی که هرگز از جنبش باز نمیایستد. این را ما داریم و با پشت دهی و یله به این ابرروشن هست که امروز در کنار اورمزد که سرچشمه هستی و زندگی و سرچشمه خرد و عشق هست از مرگ نیز یادی میکنیم و با مرگ بر دموکراسی این سخن امروز خود را میآغازیم. ما طی سالهای گذشته که هماره نوشتهایم و گفتهایم و اندیشیدهایم بر چند چیز کلیدی پای فشردهایم که امروز دانههایی که پاشیده شده است میبینیم که خوشبختانه رویشهای زیادی را میبینیم در اینجا و آنجا. یکی از آنها خب روشن است که پیکار با مافیای روشنفکری بوده است. جستاری ۱۴، ۱۵ سال پیش چه بسا حتی بیشتر نوشته بودیم که باید روزی برسد که در ایران در میان نسلی که دارد پرورده میشود، واژه روشنفکر تبدیل به ناسزا شود. وقتی به کسی میگوییم روشنفکر بگوید پدرت روشنفکر، خودت روشنفکر، ایل و تبارت روشنفکر. این چیزها در میان ایرانیها بهشان برمیخورد، این چیزهایی را میگویند. چون واژه حاجی که دیگر سکهای ارزش ندارد و ما شنیدیم که در ایران به یک نفر میگویند حاجی، میگویند خودت حاجی. واژه روشنفکر نیز باید یک همچین جایگاه زاری پیدا بکند. خوشبختانه میبینیم که امروز دیگر واژه روشنفکر به راستی دارد میرود به سمت همان همپایه حاجی قرار گرفتن در میان نسل جوان ایرانی و این جای خوشنودی دارد. یکی دیگر از واژههای کلیدی واژه دموکراسی بوده است. پیکار با دموکراسی یکی از سپندترین خویشکاریهای ما بوده است که برای خود تعیین کرده بودیم که دموکراسی را باید هم در پهنه پروپاگاند و هم در پهنه نظر مسلما آن بسیار مهمتر هست، باید دموکراسی را زد و دموکراسی را به زیر کشید و روشن کرد. بارها و بارها گفته بودیم که دموکراسی امروز زیانش از خود اسلام برای ما بیشتر است و خطر بزرگتر از سوی دموکراسی هستش که نه تنها تمامیت ارضی ایران زمین را بلکه اصولا بقای نسل آریایی را تحت الشعاع خود دارد قرار میدهد و ما را دارد میبرد به سمت پرتگاه نیستی. دموکراسی دیویست که تمامی دیوهای دیگر تمامی این ایدئولوژیهای ابراهیمی از جهودیت بگیرید تا جهودیت دوم که ترساگری هستش تا جهودیت سوم که اسلام هستش تمام شاخههای اسلام جهودیت چهارم که بهائیت هست تمامی اینها در درون دموکراسی مهمترین و استوارترین سنگر خود را یافتهاند. آرزوی ما این بوده است که این دموکراسی این دیو دموکراسی افشا شود در نزد ایرانیان و ایرانیان درک بکنند که دموکراسی چه عفریتیست و به چه اندازه مرگ را درون خود حمل میکند و با خود میبرد. اینکه امروز میبینیم دموکراسی و جهان دموکراتیک که خودشان کسان میگویند جهان آزاد ما هماره گفتهایم جهان آزاد از شرافت و اخلاق، اینکه این دیو و این عفریت امروز اینگونه دارد فرو میپاشد این نیز یکی از آرزوهای برآورده شده ماست که باید از ایزدان و از بغان سپاسگزار بود و ایشان را آزادی گفت، آزادی گفتن یعنی سپاس گفتن، سپاسگزاری کردن، تشکر کردن، این کاربرد آزادی میگویم یا آزادی دارم در پارسیک یا پهلوی یعنی سپاسگزارم، متشکرم باید ایزدان را آزادی گفت از ایشان و به ایشان آزادی فرستاد و سپاسگزار بود که اینگونه دارند آرزوهای ما را برآورده میکنند. خب مسلما تا کار نباشد، تا عمل نباشد رویدادی رخ نمیدهد. این حاصل تلاش بسیاری از ایرانشهریان هستش از بازیابان هستش که کمک کردند آمدند در هر کجا که بودند دست در دست ما گذاشتند و هر یک به سهم خود دارند میکوشند. این پیروزی به کام تمامی بازیابان باید شیرینیش را امیدواریم که درک بکنند و لمس بکنند. هم از این رو گفتیم که امروز بخشی از برنامه را با مرگ بر دموکراسی بیاغازیم و به راستی ارزش این را دارد چون د یو است اهریمن هست و ما داریم در جایی میگوییم که شکست اهریمن باد شکست اهریمن باد شکست اهریمن باد شکسته و زده باد گنامینوی دروند اوا هما دیوان و دروجان و جادویان گجسته. تک تار دوزخ نگونه و نگونسار مرگ بن هیچ کارشان به کامه نبود هر کار و کرفه اشویی که بود به کام اورمزد خدا و امشاسپندان پیروزگر باد. این سخن را ما داریم و ادامه پیدا میکند و به راستی که اینجا شکست اهریمن باد شکسته و زده باد گنا مینوی دروند اینجا زده باد یعنی مرگ بر، شکست اهریمن باد یعنی اهریمن در دوزخ بشکند و نابود شود اینجا فقط شکستن معمولی منظور نیست و ما این واژه وی دئو داد را که داریم یعنی بر ضد داد دیوی بر ضد داد اهریمنی میکوشیم و در دموکراسی دئوداد هستش که حکمفرمایی میکند. یعنی داد دیوی، داد شیاطین. ما در سراسر دموکراسی شیطان و ابلیس را میبینیم. اهرمن را میبینیم. آنچه که ما میگوییم گنامینو. گنامینو را ما میبینیم و کسانی که میروند در زیر علم دموکراسی گنامینویی میشوند. بوی گنامینو را میگیرند بوی بد میگیرند. گنامینو یعنی گند مینو مینویی که بوی بد چون اهریمن در درون دوزخ جایگاهی هستش که در فولکلور آریاییان انباشته است از ریمنی انباشته است از تمامی بدیها و چیزهای بدبو. در برابرش بهشت یا گروثمان هستش که انباشته است از چیزهای خوشبو انباشته است از زیبایی و روشنایی. این دوگانگی را ما در فلکلور آریایی داریم. و واقعا نیز در زندگی نیز مشاهده میکنیم که دموکراتها دیگر ذهنشان بوی بد میگیرد چون دروغ میگویند. وقتی دروغ میگویند همه چیزشان بد و نگونسار میشود. اینها را ما داریم و ما میکوشیم که در برنامهها همواره یک لایهای از این فولکلور آریایی را لایهای از این، بله میتوان گفت اندرزهای پوریوتکیشان را بازگویی بکنیم. بله. آنچه که رخ داده است در یکی دو روز گذشته تازشی که این جهان دموکراتیک انجام داد به سوریه بسیار مهم است و یک بعد تاریخی دارد. ما در جستاری نوشته بودیم که شکسته شدن شاخ غول و بررسی کرده بودیم که حریفانی که در اینجا صف آرایی کردهاند شامل ایرانشهر که سوریه و عراق بخشی از آن هستش از آن طرف روسها هستند و این طرف نیز خب غرب هستش به سرکردگی آمریکا. مهم بود درک این مسئله که در این رویارویی شاخی شکسته میشود از این غولها لیک پرسش این بود که شاخ کدام غول. آیا روسها زه خواهند زد و آن روندی را که هماره از خود نشان دادند که در سر بزنگاهها یاران خویش را تنها میگذارند و میروند پای معامله و میگذارند که آمریکاییها کار خودشان را انجام بدهند. چون روسها خیلی با توپ پر گفتند که اگر حمله بشود ما هم راکتها را دفع خواهیم کرد و هم از آنجایی که این راکتها برخواستند. اگر این کار را انجام میدادند خب مسلما کل داستان ابعاد دیگری پیدا میکرد و چه بسا اگر توپ آنها به درستی پر بود و درست ایستادگی میکردند این سو نیز حتی این حمله محدود را نیز انجام نمیداد یا اینکه روسها کاملا میکشند کنار و آمریکاییها میایند کار خودشان را انجام میدهند تا حدودی. یا اینکه یک چیز نمایشی خواهد بود و یک دیلی اتفاق خواهد افتاد. این گزینهها مطرح بود. اما در هر صورت هر گزینهای نیز که اتفاق بیفتد پیروز این میدان ایرانشهر هستش. پیروز این میدان سپاه پاسداران هستش و ارتش ایرانشهر هستش. آنچه که الان رخ داده است ما میبینیم که بله شاخی شکسته شده است صد در صد یک شاخ از آمریکا شکسته شده است یک ربع شاخ نیز از روسها شکسته شد و پیروز این میدان ایرانیان بودند سپاه مقدس پاسداران بود. ما پیش از اینکه این مقدمه را گفتیم این پیشگفتار را گفتیم تا برویم و لایه لایه آن چیزی را که خ داده است بتوانیم بررسی بکنیم. پروانه بدهید جرعهای آب بنوشیم. تا یک مقدار از پشت پرده این رویدادها نیز سخن بگوییم. نخست باید جناحهای درگیر را دسته بندی بکنیم نام ببریم و کوتاه درباره هر یک که شاخصه اصلیشان، شناسهشان چگونه هست وا برسیم. عربستان هست، عربستان در اینجا نقش زرسالار را بازی میکند منبع پول است منبع زر است و هزینهها را درمان میکند. ما اسرائیل را داریم که چون همیشه نقش تحریک کننده نقش موجودی که دارد نق میزند و این و آن را تحریک میکند به درگیری. آمریکا را داریم که چون یک غول تهی مغز به عنوان نماد دموکراسی و تنومندترین کشور دموکراسی دارد عمل میکند که نماد زور است. انگلیس را داریم که با پاپوشی که درست کرد نقش در حقیقت تزویر را دارد دیو تزویر را دارد نمایندگی میکند. فرانسه را داریم که با یک خرمردرندی ویژهای میکوشد که خود را قاطی بکند و نقش سیاهی لشکر را دارد. ما ترکیه را داریم که نقش ستون پنجم را بازی میکند و میکوشد که پیوسته جبهه مقاومت را از درون دچار مخاطره بکند و اصولا این فتنهای را که درست کردند آن فتنه کودتایی که اردوغان میبایست اردوغان را بیاندازد که دروغی بیش نبود و این فتنه را درست کردند که این بیاید و به اصطلاح برود به سمت روسیه و یک شکافی بیاندازد میان ایران و روسیه، این نقش ستون پنجم را ترکیه هماینک در این رویارویی نیز بازی کرد و ترکها آنکارا اعلام کردند که از تازش آمریکا و متحدانش به سوریه پشتیبانی میکنند. یعنی مرز خود را هم با ایران هم با روسیه بار دیگر مشخص کردند. اینها کشورها بودند به عنوان کشورهای متخاصم. گروههای متخاصم را ما نیز داریم این گروهها را ما مهمترینشان را تقسیم کردیم که خب داعش و القاعده اینها که به اصطلاح ناتوی اسلامی جهان آزاد از شرافت و اخلاق هستند، آنها به کنار در داخل ایران مهم هستش که اصلاحطلبها هستند به عنوان بخشی از همین پایگاه غرب که نقششان نقش پشتیبانی بوده است. ما وقتی مرور بکنیم به آنچه که رخ داده است میبینیم که در آن بار نخست که رفتند و در زمان اوباما بود رفتند با همین بهانه بازی شیمیایی و این سناریویی که انجام دادند، رفسنجانی در یک، میتوانند یاران این را ببینند هستش و امیدواریم که دوستان ما نیز این را بگذارند در برنامه وقتی تکه تکهاش میکنند، رفسنجانی در یک سفری بود در بخشهای اپاختری در بخشهای شمالی ایران آمل بود نمیدانیم کجا بود، در هر صورت در آنجا اعلام کرد که بشار اسد و سوریه حقشان هستش که آمریکا به آنها حمله بکند. کسی که بمب شیمیایی میریزد بر روی سر مردمان خودش باید پای، همچین خربزهای را میخورد باید پای لرزش نیز بنشیند. یعنی خب آن موقع اصلا روسیهای در این بازی نبود و فقط و فقط سپاه و ارتش بودند که داشتند آنجا مقاومت میکردند در برابر تمامی این دژخیمها. در آنجا و این آغاز کار روحانی نیز بود. در آنجا پیامی که داده شد کاملا مشخص بود. این هستش که ایران پشت اسد را خالی کرده است. باز نیز اسنادش موجود هست روحانی در موضعگیری که کرد پشت صندلی نشست یا جایی ایستاده بود و اعلام کرد که در صورت حمله غرب به سوریه که همه چیز آماده شده بود ایران برای سوریه دارو و پتو خواهد فرستاد. این در زبان دیپلماسی چیزی به معنی چراغ سبز پررنگ نیست و اینکه ما پای خود را از این رویداد بیرون کشیدیم و اسد مال شما ما از سوریه میاییم کنار. اسنادی که بیرون آمده است نشان میدهد که حتی احمدی نژاد نیز خیانت کرده بود و در زمان احمدینژاد نیز احمدینژاد بر این باور بوده است که باید ایران پای خود را از سوریه بیرون بکشد. در آن بزنگاهی که ما از آن سخن میگوییم ماجرای شیمیایی اول، خامنهای نیز زه زد و اعلام کرد که ما در کار کشورهای دیگر دخالت نمیکنیم و این فرای اصلاحطلبها این بعد اصولگرایی را در بر میگیرد که البته خامنهای اصولگرا نیست. خامنهای مجموعه تمامی اینها هستش. این دوگانه و این به اصطلاح ثنویت اصولگرا اصلاحطلب شامل خامنهای نمیشود. خامنهای به عنوان رأس نظام به عنوان رهبر این انقلاب آمد اعلام کرد که ما دخالت نمیکنیم. یک روز پس از اعلام بیطرفی خامنهای چراغ سبز پررنگ روحانی و حتی همدلی رفسنجانی با آمریکا که حقش هستش یک همچین کسی یعنی اسد و سوریه حقشان هستش که بمباران بشوند، یعنی در حقیقت شروع کرد کف زدن و دست زدن خب مسلما رفسنجانی مرد نخست بخش بزرگی از این نظام هستش نه تنها اصلاحطلبها بخش مهمی از اصولگرایان نیز او را به عنوان قطب خود در نظر میگرفتند. تنها نیرویی که ایستادگی کرد سپاه پاسداران بود اسپهبد جعفری، یکی از لحظات مهم تاریخ مشرق زمین است، آمد و ایستاد و گفت یک روز پس از زه زدن خامنهای، نرمش قهرمانه بود دیگر، یک روز پس از آن سپاه در هیئت اسپهبد جعفری اعلام کرد که اگر آمریکا حمله بکند به سوریه ما سوریه را برای آمریکا تبدیل به ویتنام میکنیم. این اخطاری بود که داده شد. و بقیه ماجرا به این گونه پیش رفت که آن مرد وزیر امور خارجه آن زمان آمریکا که یک داماد ایرانی هم دارد نامش الان در ذهن ما نیستش، آمد گفتش که اگر اسد در زرادخانه شیمیاییش را باز بکند ما حمله نمیکنیم که این بُل گرفتند و این اتفاق نیفتاد روسها بُل گرفتند گفتند اوکی ما به اسد میگوییم که این کار را انجام بدهد و اسد نیز سریع گفت که ما زرادخانه شیمیایی خود را، جان کری بله جان کری بود، زرادخانه شیمیایی خود را در اختیار غرب خواهیم گذاشت و آن اتفاق نیفتاد. آنچه که برای ما بر این مرور مهم هست این هستش که امروز نیز جز این نیست. یعنی اصلاحطلبها کاملا در کنار غرب هستند و این شکستی که این جهان دموکراتیک این شیطان دموکراسی خورد و ما درباره این شکست بیشتر سخن خواهیم گفت شکست کلیت اصلاحطلبی نیز هست و این شکست اصولگراها نیز هست که نقش اینها را ما تعیین کردهایم تظاهر به مخالفت. اگر اصلاحطلبها به طور صریح و روشن پشتیبانی میکنند جبهه غرب را، اصولگراها تظاهر به مخالفت میکنند، مخالف نیستند. اینها کاملا در همان جبهه صهیونیسم قرار دارند. صهیونیست شیعه هستند. و این بخش داخل. میاییم سر روسیه که روسیه چون هماره در این بازی در این رویارویی نیز تعامل و چانهزنی را انجام داد یعنی تا لحظه آخر صحبت سر این بود که بدهبستان اتفاق بیفتد و این بدهبستان اتفاق نیز افتاد یعنی چهره غرب تا حدودی چهره ترامپ تا حدودی تلاش کردند که خدشهای بیش از این نبیند و روسها نیز در تمامی اظهار نظرات خود گفته بودند که ما میزنیم اگر، یک تبصره خیانت روسها گذاشته بودند، اگر به سربازان و به پایگاههای ما صدمهای برسد. پس بنابراین با نفس حمله آنها مخالفتی نداشتند ایستادگی با نفس حمله نکردند یعنی موضعگیری که کردند موضعگیری قاطعانه نبود و این نقشی بود که مسلما نقش بازدارنده است. ما در یک نبردی داریم به سر میبریم که روسیه در هر صورت تا امروز بیشتر متمایل بوده است به ما به محور مقاومت مشرقی مقاومت تمدنی ایرانشهری اما این از روی یک تصمیم تاریخی یا تصمیم استراتژیک نیست بلکه از روی ناچاری هست و روسها هر لحظه بتوانند سعی میکنند که خود را از این منجلابی که به وجود آمده است از منظر آنها بکشند بیرون و باز کردن دست ترکیه وارد کردن ترکیه به این معامله نیز که یک خیانت بزرگ بود از سوی مسکو اصولا برای همین بود که نشان بدهد ما حاضریم امتیاز بدهیم اما خب مشکل روسها این هستش که این طرف یعنی بخش غرب اصولا حاضر به هیچگونه امتیازی به روسها نیست. مشکل این هستش وگرنه روسها رقصنده خوبی هستند و خوشرقصیهای زیادی حاضرند بکنند برای غرب. غربیها نمیخواهند با اینها برقصند. پس روسها این نقش تعامل و چانهزنی را در این رویارویی نیز انجام دادند. تنها محوری که ایستادگی کرد سپاه پاسداران بود. چون بار پیش و پیامی که داده شده هم به اسرائیل و هم به عربستان و و هم به غرب داده شد از سوی سپاه پاسداران و ارتش این بود که هزاران موشک قفل شدند هم بر روی حجاز، عربستان و هم بر روی اسرائیل و اگر این داستان بخواهد آن حملهای بشود که ترامپ گفته بود و اینها آغاز کرده بودند درباره آن سخن گفتن که جمع بکنند سوریه را مطمئن باشید که سنگ بر روی سنگ بند نخواهد بود بنابراین پیشگیری از حمله بزرگ پیشگیری از آغاز جنگ جهانی سوم به خاطر مقاومت و ایستادگی سپاه پاسداران بود نه به خاطر مقاومت مسکو. مسکو تا لحظه آخر تلاش کرد که معامله بکند و معامله نیز کرد و هم از این رو میگوییم یک مقدار از شاخ روسیه نیز شکست و ثابت کرد بار دیگر روسیه ثابت کرد که قابل اعتماد اصولی نیست کامل نمیایستد و بر روی مسکو هنوز نمیتوان حساب کرد. یک عنصر دیگر مسلما عنصر سوریه هستش که سوریه نیز به ناچار در محور مقاومت قرار میگیرد و ایستادگی کردند. البته ایستادگی آنها صرفا تماما وامدار ایستادگی سپاه پاسداران هست. بازیگر دیگر چین هست. چین باز نیز اثبات کرد که یک موجود همه چیز خوار و بیتشخصی بیش نیست. تمامی موضعگیریها مبنی بر این بود که راه حل نظامی ندارد این ماجرا. تو گویی این چین، این اژدها دارد در یک خلع سیاسی زندگی میکند در یک خلع اخلاقی و انگار نه انگار و این بیتشخصی را بار دیگر چین به نمایش گذاشت. پس میبینیم که تمامی عناصر چه عناصر داخلی، صهیونیسم شیعی، اصولگراها، اصلاحطلبها، روسها، ترکها، عربها تمامی اینها در همان جبهه اهریمن قرار گرفتند. در همان جبهه دموکراسی قرار گرفتند غیر از سپاه پاسداران که در جبهه اهورامزدا هستش و در جبهه مقاومت مشرقی، مقاومت تمدنی ایرانشهری ایستاده است و نوک پیکان اهورامزداست بیدلیل نیست که ما مدام تکرار میکنیم که سپاه پاسداران دست گشوده اهورامزدا در دل تاریخ هست اینها اتفاق نیست برنامه ایزدی برنامه بغان هستش و بنابراین یاران این را در نظر بگیرند آنچه که دارد در سپاه اتفاق میافتد رفتاری که دارد به نمایش گذاشته میشود یک موی اسلامی درش نیست. یعنی امروز دیگر ثابت شد که تمامی رفتارهای سپاه پاسداران صرفا تنها و تنها یک محل تاویل بیش ندارند و آن سنت مقاومت آریایی هستش. سپاه پاسداران ادامه گارد جاویدان هخامنشی هستش و ایستادگی میکند در برابر تمامی دشمنانی که جنمشان جنم اسکندریسم ابراهیمی هستش یا یک سری از شاخههای جهودیت هستند، حال چه میخواهد جهودیت اول، دوم، سوم یا چهارم باشد یا یکی از زیرشاخههای اسکندریسم هستند، چه میخواهد دموکراسی باشد، چه میخواهد لیبرالیسم باشد، کمونیسم باشد، حزب توده باشد و الی آخر یا مائوئیسم چینی باشد. تمامی اینها شرق و غربش مهم نیست. شرق و غرب جغرافیاییش مهم نیست. تمامی اینها اسکندریسم ابراهیمی میباشند. پس سپاه پاسداران اگر سرداری، بسیجی، سپاهی یک به اصطلاح پیشانی بندی به خود میبندد، اولا اینکه آن پیشانی بند شیوه آریاییهاست. در تمام آثار بازمانده بروید ببینید میبینید که پیشانی بند از آن این سنت کهن آریایی هستش ولی آنچه که بر روی آن درج کردهاند بعضا مثلا مینویسند که الله اکبر. این چیزی جز هزوارش نیست. در اینجا دیگر آن لفظ عربی آن الله ما میدانیم المثنای یهوه هستش و یک مسلمان حرفهای، یک مسلمان باورمند در حقیقت عبدالیهوه است، کسی که عبدالله هستش عبدالیهوه است. یعنی عبد جهودیت هستش عبد خدای جهودی هستش. اما دیگر آن الله اکبر چیزی جز مزیشت بغنام نیست چیزی جز هزوارشی برای بزرگترین بغان نیست چون اهورامزدا مزیشت بغان هستش بزرگترین بغان هستش. پس همه اینها را ما دیگر فقط و فقط با هنر بازیابی میتوانیم درک بکنیم آنچه که دارد رخ میدهد. اگر یک موی اسلامی در سپاه پاسداران و در ارتش بود اینها میبایست زه میزدند. اینها میبایست میرفتند پای معاملهای چون معاملهای که روسها دارند میکنند. میرفتند سمت رفسنجانی یک سریشان، یک سریشان میرفتند سمت خامنهای میگفتند ما دخالت نمیکنیم. میرفتند مانند احمدینژاد که در حقیقت احمدینژاد فسادی که در احمدینژاد وجود داشت فساد لیبرالیستی بود. احمدینژاد برخلاف باور کسان یکی از لیبرالترین چهرههای این نظام بود. اقتصادی را که معرفی میکرد اقتصاد کاملا نئولیبرال بود. بگذریم یک سری نکات مثبتش بر سر روحانیتزدایی بود و یک گرایشهایی که به ایران کهن داشت آنها همیشه جای خودش محفوظ خواهد بود. اما در دیگر صحنهها کاملا لیبرال بود و بسیار از این کسان دیگر دموکراتتر و از همین منظر نیز مسلما برای ایران زمین زیان آورتر. این اتفاقاتی که افتاده است ثابت میکند دیگر برای کسانی که حتی خود را آگاهانه به کری و کوری زدهاند که سپاه پاسداران، سپاه پاسداران ایرانشهر هستش. اللهی که آنجا قرائت میشود چیزی جز هزوارش برای اهورامزدا نیست. اگر سپاه پاسداران دینش دین اسلام بود، اگر سپاه پاسداران سرش را به سوی مکه و مدینه نگه داشته بود، مسلما تا حالا میبایست بارها و بارها زه بزند. این صدق میکند برای حزبالله در لبنان نیز. اینها همگی فرزندان اهورامزدا هستند که در یک شرایط دوزخی در یک شرایط از بعد دیگر پایان هزاره که دارد میرود به سمت بهتر شدن بسر میبرند، یک مقدار از رسوبات تاریخی را چون ما داریم از دل دوزخ میآییم بیرون داریم میرویم به سمت گروثمان داریم میرویم به سمت دروازههای بهشت، مسلما طول میکشد تا تمام این پیرایههای دوزخی را از خود بتکانیم و شکی نیست که یک نهاد بزرگ و پیچیدهای مانند سپاه پاسداران نیاز به زمان بیشتری دارد. اما عملکردها بر سر بزنگاههای تاریخی، موضعگیریها، کلام، ایستادگی، ایثاری که در این عمل نهفته هستش و این از خودباختگی این از خودباختگی در راه ایرانشهر در راه مردمان تمامی این منطقه این اخلاص که دارد رخ میدهد فقط و فقط اهوراییست. شما وقتی یک مسلمان حرفهای را میبینید یک شیعه دو آتشه را میبینید مانند مقتدی صدر میبینید که از سر تا ذیلش فاسد است. این شیعه است دیگر. شیعه خامنهایست که میآید سیمان میریزد در تنور مقاومت. شیعه رفسنجانیست که میآید نه تنها چشمک میزند بلکه دست میزند برای اهریمن. آن شیعه است. این شیعه رفسنجانیست که میآید میگوید دوران موشک انداختن تمام شده است. میآید اصولا نسخه جمع کردن سپاه پاسداران را میپیچد و او اعلام کرد که نباید بودجه داد به سپاه پاسداران که الان روحانی نمیدهد و باید با زور ازش گرفت. شیعه خامنهایست که میآید میگوید سپاه باید از اقتصاد برود بیرون. یعنی اینها شیعهاند. خب آن بن سلمان و اینها که دیگر جای خویش دارند نیازی به توصیف نیست و آنها کاملا دیگر ایستادند و سر کیسه را شل کردند که این جبهه مقاومت برداشته شود. پس اگر اینها هم ذات بودند اگر اینها همجنم بودند اگر اینها هم مسلمان بودند میرفتند در جبهه اسلام میایستادند. جبهه اسلام امروز از سر تا ذیلش نوکر غرب است. دموکراسیست. از سر تا ذیلش دارد خدمت میکند به صهیونیسم چون زیرمجموعه صهیونیسم است چیز عجیبی نیز نیست. نباید شگفتزده بشوید. هیچکس نباید شگفتزده بشود. اسلام از آغاز پیدایشش، یکی از مهمترین شاخصهای اسلام ختنه کردن است، این کاملا سنت جهودی است. همه چیزش. یکی از مهمترینهاست. این را اصلا دست کم نگیرید. این مناسک، این رفتارهای اجتماعی برای نشان دادن وابستگی اجتماعی بسیار مهم است. فقه اسلامی از سر تا ذیلش از دل تورات بیرون آمده است. خود قبیله قریش قبیله جهودی مسیحی هستش. یعنی جهودیاند یک سریشان مسیحی شدند. بنابراین چیز شگفتی برای کسانی که اهل فن هستند و میشناسند تاریخ جهودیت را این چیز شگفتی نیست. برای ایرانیانی که فکر میکردند و بویژه این بچه شیعهها که فکر میکردند که شیعه یک چیز ایرانیست و یک چیزی که ایرانیها درست کردند نمیدانم یک سری حتی میگویند درست کردند برای مبارزه با سنیها اینها دروغهایی هستش که مافیای ابراهیمی ساخته است. نه نه. آن چیزی که واقعیت تاریخی هستش و حقیقت تاریخی هستش این هستش که اسلام شما پاکستان را ببینید نمیدانم تمام این کشورهای اسلامی را ببینید، شیخنشینهای این پمپ بنزینهای خلیج فارس را ببینید، ترکیه را ببینید که دیگر کشور بسیار بسیار اسلامی اینها اصلا کاملا در زمین اهریمن قرار گرفتند. اصلاحطلبهای داخل کشور خارج از کشور اصولگراها که ما امروز در پایان این برنامه درباره اینها بار دیگر سخن خواهیم گفت که با تلویزیون من و تو دارند همکاری میکنند. اینها همگی دست در دست این صهیونیسم تاریخی دارند و یگانه نهادی که امروز در برابر اینها ایستاده است سپاه پاسداران است. پس سپاه پاسداران از الف تا یایش در جبهه مقابل تاریکی ایستاده است و تاریکی مجموعهایست از این جهودیت چهارگانه و مجموعهای از تمامی نظامهای لیبرالی و دموکراتیک. این تشخیص این مرزکشی دارای اهمیت تاریخیست و درک آن، آن را ملکه ذهن خود کردن و آن را در دل جامعه نیز بردن پس بنابراین از فردا شما یک دموکرات را میبینید در ذهن خود یک مارک دموکرات بر روی آن بزنید بر روی پیشانیش بزنید و خیال خود را آسوده بکنید. جبهه دشمن است هر کسی از دموکراسی سخن بگوید در جبهه دشمن هستش. هر کسی هیچ فرقی نمیکند. امروز خبیثترین فرماسیون جهانی فرماسیون دموکراسی هستش این را ما باید در نظر بگیریم. در اینجا میرسیم به یک جنبه دیگری و آن جنبه شخصیتی به نام ترامپ هستش. ترامپ همانگونه که ما از آغاز گفتیم از تخم و ترکه گلوبالیستهای دست راستی هستش. صهیونیستهای دست راستی هستش. صهیونیستها دست چپی دارند و دست راستی. کلینتون اوباما و امثالهم اینها صهیونیستهای دست چپی بودند. این ترامپی را که آوردند نماینده گلوبالیستهای دست راستی بود و هست. فرای این جبهه بندی فرای این کمپی را که او نمایندگی میکند و آمده است که دیل بکند با روسیه و چین را بزند و ایران نیز باید در این وسط له شود، این فرد دارای یک سری ویژگیهای شخصی یا ایوازیک که ما میگوییم نیز هست و این داستان را یک مقدار بغرنجتر کرده است. نخست اینکه این فرد ذاتا انسان فاسدیست. این فرد، دموکراتها همه دروغ میگویند دروغ گفتن بخشی از اصلا گوهره دموکراسیست، منتها این فرم دروغ گفتن را نیز دچار یک جهش کرده است. در هیچ یک از کتگوریهای متعارف دروغگویی جای نمیگیرد. این دیگر پتالوژیک هستش. یعنی به طور بیماروار هر روز باید دروغ بگوید. عین این است که یک نفر به شکلات خوردن معتاد هستش و هر روز باید میزان زیادی شکلات مصرف بکند. این آدم به طور پتالوژیک به طور بیمارگونه دروغ میگوید و این از لحاظ سکسوالیته آدمی هستش که دارای دیس اوردرها و مشکلات و اختلالات بسیار زیادی هستش. اینکه یک نفر میتواند بیمار باشد خب میتواند بیمار باشد، نباید از این ابزاری ساخت برای زدن کسی اما این آدم فاسد است. این بسیار مهم هستش این بیاخلاقی و فساد اخلاقی، اخلاق اوست و ما میبینیم که در آمریکا امروز مردی چون کومی رئیس و فرنشین پیشین اف بی آی آمده است و کتابی داده است بیرون و در حقیقت یک کینکشی بزرگ کرده است از این ترامپ. چیزهایی را رو کرده است چیزهایی را افشا کرده است و آشکار کرده است که به راستی حیرت انگیز هستند و نشاندهنده فروپاشی و انحطاط دموکراسی هستند در زیرینترین لایههایش تا اندرتومش دارد این دموکراسی این کاخ پوشالی دموکراسی دارد فرو میپاشد. خب ما مسلم است که خوشنودیم و امروز کروات قرمز را زدهایم برای بیان این خوشنودی و این رضایت خاطر نیز هست. آنچه که گفته است کومی درباره ترامپ دارای لایههای گوناگونیست باید بررسی بشود کتاب باید خوانده شود اما آنچه که از رئوس اخبار میتوان درک کرد این هست که آمده است و به صراحت گفته است که ترامپ یک مافیایی هستش و دستگاهی را که در کاخ سفید برپا کرده است برافراشته است دستگاهیست استوار بر مناسبات مافیایی. کسانی که با او کار میکنند باید سوگند وفاداری بخورند حالا این چیز بدی نیست اما سوگند وفاداری چجوری باید بخورند باید بروند و جلوی دوربین و به اذهان عمومی دروغ بگویند یعنی باید دیس اینفورمیشن بدهند آگاهانه اخبار غلط بیرون بدهند تا ثابت بکنند هم برای خود پروندهای درست بکنند نزد گادفادر که ترامپ باشد و هم ثابت بکنند که لویال هستند وفادار هستند. خب در یک بعد دیگر مافیا میگویند باید بروی یک نفر را بکشی خب اینها در کاخ سفید که مستقیم نمیتوانند بروند بکشند اما در حقیقت این مانند همان مأموریت قتل هستش. این را آمده است و رئیس افبیآی دارد میگوید. این را ما نمیگوییم. این را محور مقاومت نمیگوید. این را رئیس افبیآی میگوید که خود بخشی از آن دستگاه جنایی آمریکاست. اما آش آنقدر شور شده است که یک همچین آدمی مجبور میشود و بیاید و این چیزها را افشا بکند. ما هماره گفته بودیم که ترامپ آدم پوتین است و پوتین از هیچ کاری دریغ نکرد به علت منطق رئالیستی که پوتین از آن پیروی میکرد برای بیرون آوردن روسیه از زیر فشار غرب و چین را درگیر این رویارویی کردن، چینیها هم خرمردرند هستند کاملا خود را میکشند کنار یکی از دلایل تعلل چین در ورود به این بازی نیز این هست که تشخیص داده است که روسها کاملا میخواهند چین را درگیر با غرب بکنند و خودشان را بکشند کنار. این را هم باید در نظر گرفت مهم است در هر صورت. اما توجیه بیشخصیتی که چین دارد به نمایش میگذارد مسلما نیست چون دودش در نهایت در چشم خود ایشان نیز خواهد رفت و بار دیگر ثابت شده است در این میان که با شرفترین مردمان جهان ایرانیان هستند و سپاه پاسداران امروز تجلی این شرافت آریاییست. باری. آمده است و گفته است که و این تایید کننده نظریه همیشگی ماست که پوتین یعنی روسها، با زبان بیزبانی گفته است، که روسها از این عکسهایی دارند که این سال ۲۰۱۳ در یک هتلی در روسیه با یک روسپی بوده است و یکی از شیوههایی که اینها نزدیکی میکردند میزیدن به یکدیگر بوده است. میزش یا میزیدن در زبان پارسیک یعنی ادرار کردن. این یک همچین خیم و خوی عجیب غریبی هستش و اینها را این مرد آمده است به طور علنی رئیس افبیآی فرنشین اف بیآی آمده است اینها را مطرح کرده است. چندی پیش روسپی دیگر آمد و افشا کرد آن دخترکی به نام استورمی نمیدانم چی چی یک روسپی معروف آمریکایی هستش که ویچشمکها و پرده، پرده یعنی فیلم، پردههای پورنو بازی میکند و یکی از دوستان نزدیک خانوادگی ترامپ هستش. این مرد پاانداز است. و در آن زمان که این زن کنونیش آبستن بوده است ملانی این دختری هستش از شرق از اروپای شرقی، این خانم استورمی با ایشان رابطهای داشته است و یکی از کارهایی که میکرده است و از او تقاضا میکرده است که با او بکند این هستش که برهنهاش بکند و باسنش را انقدر بزند تا سرخ بشود. یعنی وقتی صحبت و سطح کلام، سطح دیسکورس بدین جا میرسد، این نشان دهنده فروپاشی کامل یک نظام هست و این معضلات شخصی ترامپ بغرنجی کل این انحطاط را بعد دیگری بخشیده است. رنگ و لعاب دیگری داده است و ایزدان یاری کردند که این ترامپ بیاید که این فروپاشی زودتر اتفاق بیفتد. ما داریم با سرعت زیادی اهریمن را از پا درمیآوریم. این خیلی مهم است. در این رویارویی تنها و تنها یک پیروز بیشتر نیست و آن پیروزی خط آریایی خط ایرانشهری هستش. این جنبههای شخصی و ایوازیک ترامپ را، رفتار ایوازیک ترامپ را باید هماره در نظر گرفت چون تعیین کننده است. این آدم میرود مینشیند و توییت میکند و توییتی که میکند حتی مرد وحشی چون جان بولتون را نیز شوکه میکند. وقتی جان بولتون شوکه بشود شما باید در نظر بگیرید که اوضاع چقدر ویران است و همه چیز تا چه اندازه از جای خویش به در شده است. این توییتی داد بیرون و توهین شخصی نیز کرد به پوتین که روسیه، چون روسیه گفته بود که اگر حمله بشود ما میزنیم، برگشت گفتش که بله روسیه همچین حرفی زده است که اگر ما حمله بکنیم میزند یعنی روسیه میزند خب روسیه بیا بزن موشکهای ما دارند میآیند موشکهایمان که نو هستند موشکهایی که نمیدانم زیاد هستند و موشکهایی که هوشمند هستند اسمارت هستند و اگر مردی بزن به اصطلاح همین هستش و یک توهینی هم به پرزیدنت اسد کرده بود. خب ما میبینیم که در اینجا وقتی این حمله اتفاق میافتد، این تازش اتفاق میافتد با این همه توپ و تشری که زدهاند، این بعد نظامی داستان هستش، صد و اندی اینها صد و سه چهار تا اینها اینگونه که روسها میگویند اینها موشک در کردند و جبهه مقاومت اسد توانسته است با پدافند هوایی که از زمان شوروی داده بودند و روسها نامردی کردند تا به امروز نیز نامردی کردند و اس ۳۰۰ را به سوریه ندادند و این اشک تمساحی که امروز پوتین میریزد که آی مردم سوریه زیر فشار هستند خب مردک اگر زیر فشار هستند آن اس ۳۰۰ را در اختیارشان قرار بده. اینها ناجوان مردیست و اینها را باید گفت به روسها حقشان هست و باید چیزها را بشنوند. در صورت با ابزار ۳۰ سال پیش تدافعی پدافند هوایی شوروی توانستند بیش از ۷۰ تا از موشکهای اینها را نابود بکنند. این فرای تمام شکستهایی که ما از آن صحبت کردیم یک شکست بزرگ نظامی نیز برای غرب هست. این همه اینها از موشکهای اسمارت خود از موشکهای هوشمند خود سخن میگویند، ۱0۳ تا موشک زدند ۳ تا کشور با یکدیگر همدست شدند. ۳ تا کشور بزرگ همدست شدند و آمدند و واقعا کوه موش زایید. این همه قرمب قرومی که از خود درآورد این مرد نشان داد که پشتش هیچ چیز نیست و این شاخی هستش که شکسته شده است. آمریکا، غرب دیگر جدی گرفته نمیشود. حوثیها را اینها نتوانستند جمع و جور بکنند. در همان روز اول پیامی که تهران داد، تهران یعنی سپاه پاسداران پیامی که داد بسیار مهم بود. ریاض مورد هدف قرار گرفت. در همان روزی که اینها اعلام کردند میخواهیم سوریه را بزنیم، ریاض مورد هدف قرار گرفت. میلیاردها دلار عربستان سعودی خرج کرد. سیبیلهای بسیاری را چرب کرد. از تمام این داستان چه چیزی در آمد؟ یک شکست بزرگ اخلاقی نظامی و اقتصادی برای غرب و کل اهریمنها. ما باید تشخیص بدهیم. نباید اجازه بدهیم که اصولگراها نباید اجازه بدهیم که اصلاحطلبها این دولت گرین کارتی صهیونیستهای شیعه بروند و از این مقاومت تاریخی که سپاه پاسداران انجام داده است به نفع خود سود ببرند، بروند پنهان بشوند ادای پیروز را دربیاورند. خیر یک پیروز بیشتر وجود ندارد و آن سپاه پاسداران است پیروزی اسد نیز مدیون و وامدار سپاه پاسداران است اگر سپاه پاسداران نبود نه روسیه توانایی یک همچین رویارویی را داشت و نه مسلما اسد. عراق درنوردیده شده بود کل مشرق زمین جمع شده بود. امروز اینها در مرزهای چین بودند. پس از پکن تا مسکو باید سپاسگزار بسیج و سپاه پاسداران باشند. سپاسگزار این افسران ایرانشهر باشند. سربازان اهورامزدا که دارند جانفشانی میکنند نه تنها برای ایرانشهر بلکه برای کل بشریت. امروز ما داریم از کل بشریت دفاع میکنیم. ما داریم از اخلاق دفاع میکنیم. ما داریم از شرافت دفاع میکنیم. این دارای ابعاد فراملیست. ما هماره گفتهایم نفس تمدن ایرانشهری نفس جهانیست. پادشاه ایرانشهر هماره خود را نامیده است پادشاه ایران و انیران. یعنی تمام آن کسانی که ایرانی هستند، کستی بستند و حتی آنهایی که کستی نبستند. از هر فرقهای که میخواهند باشند تا زمانی که زیر داد شاهی ایستادهاند و وفادار هستند از آنها پشتیبانی میشود. این موضوع درکش بسیار مهم است و این بچهها که امروز دارند آنجا کشته میشوند دارند تلاش میکنند، این افسران که میروند آنجا، این خودآگاهی تاریخی که اینها در ذهن اینها کردند که شما شیعهاید مسلمانید دارید با صهیونیسم میجنگید بذارید کنار. شیعه عین صهیونیسم است. اینها فرزندان اهورامزدا هستند و اگر یک موی شیعه در آنها بود یک موی اسلامی یک موی ابراهیمی در آنها بود تا حالا بارها و بارها در جبهه اسرائیل و ترکیه و نمیدانم عربستان قرار گرفته بودند. پس تمام کسانی که دارند مقاومت میکنند در این منطقه از حزبالله بگیرید تا حوثیها اینها همگی تنها و تنها ذیل مفهوم ایرانشهر ذیل مفهوم اهورامزدا و ذیل مفهوم آتش مقدس هست که قابل فهم هستند. هیچ قرائت و هیچ نرتیو دیگری نه ممکن است و نه کسی اصولا میتواند آن را ارائه بدهد. تمامی دیگر خوانشها سراسر تناقض هستند و ناسازه. این مسئلهای بود که میبایست به آن بپردازیم. موضوع دیگری که میتوان به آن پرداخت اجازه بدهید ببینیم که چه چیزهایی ما یادداشت کردهایم. بله اینکه پایان عصر دموکراتیک این را ما سالها گفتیم که ما در پایان عصر دموکراسی به سر میبریم. زوال و انحطاط دموکراسی. اینکه سناریو در استودیو بله این را نیز اشاره بکنیم ما در برنامه پیشین گفتیم که به احتمال خیلی زیاد این رخداد در یک استودیو ضبط شده است و دیدیم که روسها در این کار خوب هستند پیدا کردند کسانی را که به اصطلاح کشته شدند و شیمیایی شدند زنده پیدایشان کردند با آنها مصاحبه کردند و اینها نشاندهنده این هستش که انگلیسها این کار را یعنی آن کلاه سفیدها این کار را به دستور انگلیس در یک استودیو انجام دادند و کل ماجرا هالیوودی هستش. در اینجا این را گفتیم این را نیز ذکر بکنیم که کاری که اینها کردند نهادهای بینالمللی خویش را نیز بار دیگر مسخره کردند. اینها هنوز این هیئت بررسی نرفته بود، مال این او پی سی دبلیو، نرفته و نرسیده چون امروز قرار بوده که کارش را آغاز بکند، هنوز نرفته اینها حمله را انجام دادند. این نشاندهنده این هستش که اینها خودشان را نیز دیگر جدی نمیگیرند و این نیک است. وقتی اینگونه شروع میکنند، آغاز میکنند به خودزنی، به ویران کردن خویشتن، این اهریمنها، این دیوها چون ببینید آز در نهایت خود، خود را میخورد. این مهم است. اینها تبدیل شدهاند به آغاز پایان آز. خود، خود را دارند میخورند. خود، خود را دارند ویران میکنند. این سلف دیستراکشن این خودویرانی خودکار آنچنان پیشرفته است که نظارهگرانی که مال خودشان نیز هستند ماندند و فرو رفتند در حیرت و شگفتی. ما امروز کسانی را میبینیم که در آلمان دارند اعتراض میکنند که اینها خب مال خود این سیستم غرب هستند، اما صدایشان درآمده است و میگویند این میزان از بیآبروییی تبعات خواهد داشت. ما در روزهای آینده مشاهده خواهیم کرد که شمار زیادی از مردمان در مغرب زمین به خیابانها خواهند آمد. چه در گرمنیا در ژرمنی در آلمان چه در انگلیس چه در آمریکا در جاهای مختلف میآیند بیرون و اعتراض خواهند کرد و این نشان میدهد که این بیداری ایرانشهری این بیداری آریایی باید در خارج از مرزهای ایرانشهر نیز دنبال بشود و یارانی که در مغرب زمین هستند اینها باید بکوشند با حلقههای مقاومت رابطه برقرار بکنند. حال در برنامه فردا به مسئله دین خواهیم پرداخت. اینکه اهمیت دین زرتشت و روشن کردن آتش زرتشت در اروپا و در آمریکا بسیار بالاست همانقدر که مهم است که در مرزهای ایرانشهر این آتش شعلهور شود در مغرب زمین در اروپا و در آمریکا نیز باید این اتفاق بیفتد و این مهم بر عهده یارانی هستش بازیابانی هستش که در بیرون از مرزهای رسمی ایرانشهر دارند زندگی میکنند. این رویدادهایی بود که میخواستیم بدانها بپردازیم. اهمیت داستان دارای بعد تاریخیست سخن را در اینجا میبندیم و در سخن پایانی به موضوع رسوایی و اسکندال من و تو میپردازیم. کوتاه جرعهای آب مینوشیم. بله این موضوع اسکاندال من و تو موضوعیست بسیار مهم. ما این را پیگیری خواهیم کرد و من و تو باید موضعگیری بکند، باید بیاید و بگوید بر چه اساسی اینها همچین کاری کردند و همچین ویچشمکی همچین ویدیویی ضبط کردند به چه اجازهای بدون اجازه ثبت کردند به چه اجازهای فرستادهاند به داخل کشور و اگر داستان بر سر تصفیه حسابهای درونی در من و تو هست که میخواستند یک سری از اینها را بیندازند بیرون که ما دیدیم آن تجزیه طلب کرد را بیرون انداختند و حالا میخواهند احتمالا شریعتمداری پسر آن شیطان شریعتمداری را بیرون بیاندازند که یکی از سردستههای اتحادیه جمهوریخواهان هستش و یکی از سرکردههای تجزیهطلبی و فدرالیسم در ایران هستش. اینکه دعواهای درونی خود من و تو دارای چه ابعادی هستش و چرا اینها دارند این کار را میکنند مسئله خودشان هستش اما اینکه آمدهاند و سعی کردند که از بازیابی استفاده بکنند خب این مسلما کار دموکراتیکی هستش و کار زشتی هستش. اینها دموکرات هستند و اخلاق ندارند اما این خطرناک است این کارها نباید انجام بشود و اگر میخواهند خود خود را دو شقه بکنند یک سری را تصفیه بکنند راههای دیگری را بگزینند این روش درست نیست. در هر صورت من و تو دارای مسئولیت هست به عنوان یک نهاد ثبت شده باید بیاید روشن بکند که این آزاده رفیعی کیست کامران اخوان کیست و این همنویسیهایی که با ما کردند، چتهایی که کردند، چه کسانی پشت این داستان هستند دلایلش را بیایند هرچیزی که هست صریح و روشن بگویند. این دارای اهمیت زیادی هستش. یاران تماس بگیرند. هر کس تماس بگیرد و به اینها باید فشار آورد. با این رسانه باید تماس گرفت. اینها باید پاسخگو باشند. نمیشود این بازیها را درآورد و پاسخگو نبود و تو گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است. این یکی از رسواییهای بزرگ تاریخ رسانهای ما هستش. آمدهایم و نشان دادهایم که از اصولگرایان تا اصلاحطلبان به طور رسمی با من و تو کار میکنند. اینکه چه کسانی چگونه نام هم بردند ما نامها را نمیبریم، اینکه چرا میخواهند این کارها را بکنند خودشان باید بیایند توضیح بدهند به اذهان همگانی پاسخگو هستند. شخص کیوان عباسی باید بیاید پاسخگو باشد. به چه اجازهای کسانی را فرستاده است و این فیلم را ضبط کردند؟ ما نمیگوییم میرویم شکایت میکنیم. نه محفوظ هست اما اگر بیایند روشن بکنند خب نیازی نیست. اما کاری که کردند قابل پیگیری قانونیست. برای ما ارزش ندارد آن کانال و کل این ماجرا. اما کار از هر منظر کریمینال است. این کارها درست نیست. نباید انجام بشود و باید جلویش گرفته بشود. اگر میخواهند این هیئتهای تجزیه طلب را بیاندازند بیرون، کار نیکیست بکنند. بسیار بسیار نیک است. اگر پند و اندرزی میخواهند مستقیما بپرسند پند و اندرز بشنوند. اما نه اینگونه. نه اینگونه. این روش درست نیست. ما امیدواریم که بیایند اقدام بکنند، روشن بکنند. دستکم این میزان از اخلاق را نشان بدهند که این اشتباه را به عهده بگیرند بیان بکنند و خوشحال خواهیم بود خوشنود خواهیم بود اگر فعالیتهای بازیابی ایرانشهری به اینجا کشیده است که من و تو میخواهد یک خانه تکانی بکند میخواهد یک سری از تجزیه طلبهای تندرو را بندازد بیرون با تجزیهطلبهای میانه رو فلان سر بکند. به هر حال هرچی این تندروها بروند بیرون بهتر هستش. ما امیدواریم که این خانهتکانی را انجام بدهند. دستکم این میزان از دریدگی ایرانستیزی در آن تلویزیون نباشد. این مصدقیها را بندازند بیرون. یعنی جریان مصدقی که رخنه کرده است در درون من و تو به همان اندازه فاسد است که دیگر جریانها. دست کم نگیرید. جریان مصدقی جریان تجزیه ایران است. در آغاز این فتنه ۵۷ جریان مصدقی رفته بود پای تکه تکه کردن کل ایران و تا امروز نیز اینها پایش ایستادند درست مانند جریان پانایرانیست که رفتند پای خمینی پادشاهی را زدند و امروز نیز بخش اعظم پانایرانیستها یا با اصلاحطلبها هستند یا با این پسرک رضا پهلوی هستند. یعنی اینها جریانهای صهیونیستی هستند که زیر نام ملی زیر نام ایران فعالیت کردند برای زدن ایران. پس جریان مصدقی که رخنه کرده است در درون من و تو به همان اندازه تجزیهطلب است که جریان فدرال و اگر اینها از یک جنم نبودند در گرد هم نمینشستند. ما وقتی میگوییم آن میز، میز تجزیه دموکراتیک ایرانزمین هست تمامی آن نحلهها از آن اصلاحطلبی که نشسته است نماینده مجلس بوده است آمده است تا آن مصدقیای که نشسته است تا آن یکی تا آن یکی اینها همگی یکی هستند. پس آن میز به کل باید جمع بشود و این ایدهای که این میز را آورده است این ایده نیز باید برچیده بشود. به ما گفتند که دست من و تو حتی رئیسان من و تو بسته است و یک سری کسانی که سر آن میز نشستند منصوب اسرائیل منصوب آمریکا منصوب عربستان هستند و اینها اختیار آنچنانی کلا در آرایش این میز ندارند. هرچیزی که هست جمعش بکنند. و اینکه آمدند استفاده کردند از این تکنیک استفاده کردند که از اعتبار بازیابی کردیت بگیرند برای انداختن یک سری از اینها به بیرون بسیار خب این کار را انجام بدهید اما بقیه را نیز باید بتوانید تصفیه بکنید و یک سری ایرانگرا بیارید بنشانید آنجا یک سری کسانی که خب تضارب آرا باشد اما تضارب آرا در چارچوب ایرانشهر. میتوان با یکدیگر مخالف بود کسانی را بنشانید در کنار یکدیگر که مخالف یکدیگر باشند اما در چهارچوب ایران مخالف یکدیگر باشند. اینهایی که آنجا آوردهاید نشاندهاید هیچکدام تعلق خاطری به مفهومی به نام ایران ندارند. اینها همه بندگان دموکراسی هستند. همه فرزندان اهریمن هستند. مُهر دموکراسی یعنی ایران نباشد. یعنی مرگ بر ایران. آن کسی که میگوید تجزیهطلبان ایران متحد شوید دموکرات است. به خاطر تعهدش به روح دموکراسی است که همچین حرفی میزند و از منظر دموکراسی حرف درستی میزند. چون ایران روح ایران روح ایرانشهر، روح و مینوییست که مینوی خبیث دموکراسی را باطل میکند. دموکراسی راهی ندارد جز مرگ بر ایران گفتن از خمینی بگیرید تا پسرک رضا پهلوی ذیل دموکراسی تعریف میشوند. کل این داستان کل تمامی تیغهایی که به سوی ایران پرتاب میشود تیغهای در نهایت دموکراتیک هستش. حالا میخواهد رنگ اصلاحطلبانه داشته باشد، اصولگرایانه داشته باشد یا هر چیز دیگری. از خامنهای تا نتانیاهو از نتانیاهو تا ترامپ از ترامپ تا پسرک رضا پهلوی اینها دعوای دموکراتیک با هم دارند و هر یک میخواهد ثابت بکند که چه کس دموکراتتر است. آن میگوید من دموکرات شیعه ۱۲ امامی هستم آن یکی میگوید من دموکرات جهود هستم تلمودی هستم این پسرک میگوید من دموکرات شیعه دوازده امامی تلمودی نمیدانم ماساچوسیتی هستم ترامپ که نیز مجموعهای از تمامی این رسوبات است. بنابراین دعوای اینها دعوای دموکراتها میان یکدیگر هستش. این بازی باید تمام بشود اگر یک موی ایرانی در این کسان هستش که این تلویزیون را میگردانند باید این میز را جمع بکنند کسان دیگری را بنشانند آنجا. اما آن چیزی که برای ما از همه چیز مهمتر هستش این هستش که بیایند و تکلیف خودشان را مشخص بکنند. اگر این صفحهها هک شدهاند بیایند بگویند و دلیلش به این سادگی نیز نیست باید ثابت بکنند که هک شده است پس مسئله را روشن بکنند. یاران ما نیز اقدام بکنند و پاسخگو بکنند این کسان را باید روشن بشود که چه کس به دستور چه کس و چرا این کار را کرده است و ویدیویی را از ما ضبط کرده است و فرستاده است به ایران. خب این نیز مهم بود که بار دیگر متذکر شویم. تا فردا شب که پاسخی خواهیم داد به پرسشهای یاران بازیابان داخل کشور پرسشهای مهمی را کردند و به آنها پاسخ بایسته و شایسته را خواهیم داد. همین موقع فردا شب خدانگهدار
.