پشتیبانی مالی
بهرام‌شید روز دین، 24 شهریور 8585 زرتشتی

گزارش نگیزشی – برنامه ۴

قفقاز جنوبی از زاویه نگاه ترکیه

قفقاز جنوبی به عنوان یک مکمل راهبردی در راهبردهای امنیتی بسیاری از کشورها از جمله ایران، ترکیه، روسیه، آمریکا و اتحادیه اروپا است. بنابراین ثبات یا بی ثباتی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با فروپاشی شوروی مناقطی از جمله قفقاز دچار بحرانهای ارضی شدند و وارد عرصه رقابتهای شدید ژئوپلیتیک شدند. صحنه متزلزل قفقاز جنوبی همچنان یکی از عرصه های درگیری و مناقشه میان قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای است. مناقشه های قره باغ یک نزاع ژئوپلیتیکی چندسطحی را میان قدرتهای منطقه و فرامنطقه ای نیز بوجود آورده اند. بررسی و نگیزش هر یک از مناقشات قره باغ نیازمند یک برنامه جداگانه است که بدانها پرداخته خواهد شد.

در این برنامه به نگیزش و بررسی نگاه ترکیه به این حوزه ژئوپلیتیک می پردازیم.

ترکیه از دوران عثمانی گری نسب به قفقاز علایق سیاسی و نظامی خاصی داشته است. در دوره سلطنت نادرشاه و نیز در دوره صفویان نیروهای عثمانی چندین بار اقدام به اشغال این منطقه کردند. طی پیمان آماسیه نیز مناطف مهم این منطقه بین ایران و عثمانی تقسیم شد. با شکست عثمانی در جنگ جهانی اول و خروج قوای عثمانی از قفقاز سرنوشت این منطقه توسط بلشویکها تعیین شد.

تاسیس شوروی به مثابه یک سد در برابر ترکیه و آمال آن بود. از آنجایی که ترکیه رویای پان تورانیسم را دارد که میدان بازی خود را در قفقاز و اسیای میانه تعریف کرده بود که با ظهور شوروی سیاست خارجی پانترکیستی آن دچار تعلیق شد. لیکن پس از فروپاشی شوروی ترکیه یک بار دیگر سعی کرد که وارد معادلات قفقازی شود. ائتلاف دو دولت ترکیه و جمهوری اشغالی بادکوبه یکی از جنبه های حساس این معادلات را شکل داده است. حیدر علیف روابط این دو دولت را به عنوان یک ملت دو دولت تعریف کرده بود و در عمل روابط بسیار نزدیکی میان این دو دولت ایجاد شد.

با سفر علیف در سال 2001 به ترکیه یک شراکت استراتژیک میان این دو دولت ایرانستیز شکل گرفت. ترکیه تحت هدایت حزب و عدالت و توسعه در ابتدا جاه طلبی اش در قفقاز محدود به بحث انرژی و اقتصاد انرژی بود. بتدریج اتحاد سیاسی ئ نظامی این دو دولت جعلی و مساله ساز در حوزه قفقاز جنوبی، با پروژه های بزرگ اقتصادی پیوند خورد.

ترکیه به لحاظ سنتی همیشه از اقتدار خاندان علیف حمایت کرده است در سال 2007 پس از فوت خیدر علیف از به قدرت رسیدن الهام علیف پشتیبانی کرد.

جمهوری اشغالی بادکوبه در معماری سیاست خارجی ترکیه توسط داوود اغلو جایگاه خاصی داشت. داوود اغلو در کتاب عمق راهبردی به این موضوع پرداخته است.

با ورود داوود اغلو در سال 2009 به وزارت خارجه ترکیه این سیاستها عملی شد.

به گفته وی برای اینکه تبدیل به یک قطب قدرتمند شود بایستی در منطقه قفقاز جنوبی نقش حائز اهمیتی داشته باشد. در واقع در این دید ترکیه برای خروج از وضعیت حاشیه ای خود در سیستم ژئوپلیتیک جهانی باید در این منطقه نیز دارای نقش فعال باشد.

زیرا در غیر این صورت ترکیه تبدیل به یک بازیگر بی اعتبار شده و حتی قادر نخواهد بود که تمامیت ارضی خود را حفظ کند. داوود اغلو در پیوند با اهمیت حوزه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی درگیری ارمنی و اذری و دعوای روس و چچن را در قالب معادله ترک و روس فهم کرده است و میگوید که تا زمانی که جمهوری اشغالی بادکوبه در قفقاز تبدیل به قدرت برتر این حوزه ژئوپلیتیک نشود امکان افزایش وزن ترکیه در حوزه دریای کاسپین وجود ندارد.

نخجوان در این حوزه ژئوپلیتیک برای ترکیه نقش یک گرنیگاه را بازی میکند. این نایحه خودمختار در بر اساس قرارداد میان شوروی و ترکیه ضمانت خودمختاری خود را بدست اورد و این وضعیت حتی پس از فروپاشی شوروی ادامه یافت. هییت سیاسی و دیپلماتیک ترکیه قصد داشت که از حضور اردوهای عثمانی در قفقاز بهره برداری سیاسی کند و به همین دلیل هم در مذاکرات موسوم به مسکو لایحه هایی با مضمون تحت الحمایگی نخجوان را ارائه کرد. و بنابراین این پیشنهاد را برای جمهوری اشغالی بادکوبه مطرح کرد بدون حق انتقال ان به کشور ثالث و بنابراین جمهوری نخجوان در درون حاکمیت جمهوری اشغالی بادکوبه قرار گرفت.

عهدهنامه قارص در واقع طوری تنظیم شده است که بعضا حق مداخله جویی را برای ترکیه هم در نظر میگیرد. تا زمان انعقاد پیمان قارص و با توجه به قراردادهای مرزی میان ترکیه و شوروی ترکیه فاقد مرز زمینی با نخجوان بود که پس از یک سری مذاکرات با دولت وقت ایران توانست یک گذرگاه استراتژیک 30 کیلومتری به به نخجوان را بدست اورد. در سال 2017 نیز وزیر اقتصاد ترکیه از تاسیس یک منطقه ازاد اقتصادی در نخجوان خبر میدهد که نشانگر آنست که تجارت با نخجون تفاوتی با تجارت با دیر شهرهای ترکیه ندارد. در ادامه این سیاستها جهت افزایش سهم و نقش ترکیه در اقتصاد نخجوان این کشور تعرفه های گمرکی را نیز ملغا کرد. از سوی دیگر ترکیه علاوه بر اهداف اقتصادی نیز اشتیاق زیادی برای دست درازی به منابع سرشار دریای اریایی کاسپین دارد.

کوشش ترکیه برای انتقال خظ لوله انرژِ جمهوری اشغالی بادکوبه به اروپا را میتوان کنترل مجموعه ای از مسیرهای انرژی کاسپین را محسوب کرد. از دیگر سو انگیزه های پانترکیستی نیز در سیاست خارجی ترکیه در این راستا بی تاثیر نیست که ترکیه امروزه قصد دارد که نشان دهد حامی ترکهای جهان است!

از نظر ناسیونالیست های متوهم ترکیه تقویت ادعاهای جمهوری اشغالی بادکوبه در برابر ارمنستان که همواره با موضوع نسل کشی ارمنی ترکیه را به چالش کشیده است و نیز تمدن نژاده و اصیل ایرانشهر، یک راه حل مناسب منطقه ای دارد.

فایل pdf متن مقاله