ایران، تفاهم هستهای و رستاخیز ایرانی
– ایران همیشه جاویدان به نام خداوند جان و خرد خانمها آقایان عرض ادب دارم. خدمتتون عرض بکنم که دلم میخواست این برنامه رو اونجوری که از قبل پیشبینی کرده بودم انجام بدیم که راجع به مسائل داخلی ایران صحبت بکنیم. ولی ماها ژورنالیستا یک خورده گرفتاری داریم. وقتی یک خبری داغه نمیتونیم ازش بگذریم و این دو سه روز گذشته رو همین طور در تمام برنامهها به مسئلهای پرداختیم که واقعا هم موافقین بسیاری دارد هم مخالفینی و چرا این مسئله هستهای اینطور این تفاهم هستهای که فعلا بین ایران و آمریکا انجام گرفته هم برونمرز هم درون مرز، هم اینترنشنال هم ایرانیتش جنبههای سبک سنگین فراوان دارد. به همین دلیل فکر کردیم که در برنامه نوزایی ایرانی جا داره که به این مقوله بپردازیم و اون رو از دیدگاههای فرهنگی، اجتماعی، درون مرزی و سیاسی بررسی بکنیم. چه کسی بهتر از دوستان نازنین من در این برنامه که بتوانند راجع به این مقوله صحبت بکنند. شاهین نژاد و همین طور کیخسرو آرش گرگین. جوانان نازنین سلام.
– درود بر شما جناب اخوان ارجمند و همچنین دوست ارجمند جناب گرگین و هممیهنان گرامی که با ما هستند.
– خب مقدمه منو شنیدید من امیدوارم که یک مرتبه شما رو در مقابل یه عمل انجام شده نگذاشته باشم که آمادگی نداشته باشید ولی انقدر شما دو تا رو من میدونم سرتون تو کار سیاست و اجتماع هست که هرگاه هر مسئلهای رو با همدیگه تلفنی صحبت کردیم یا از طریق وسایل ارتباطات جمعی شما من رو ارشاد کردید واقعا از نظر جامعه ایرانی این واکنشهایی که به وجود اومده موافق و مخالفت بر سر یک تفاهمی که هنوز بارور هم نشده شما این رو چجوری سبک سنگین میکنید؟ اصلا خود این تفاهم رو چجوری میبینید و بررسی میکنید؟ من فکر میکنم که آرش بهتره که قبل از شاهین صحبت کند یا شاهین خودتون انتخاب کنید من گناهکار نشم.
– من از جناب گرگین خواهش میکنم که گشایش کنند بحث رو منم در خدمتشون هستم.
– جناب گرگین در خدمتیم
– خواهش میکنم نخست درود میگم خدمت شما بینندگان عزیز و دوست گرامی آقای نژاد. مسئلهای که امروز پیش اومده و به نام تفاهم یا توافق ازش سخن میگن دارای ابعاد گوناگونی هستش که به بود و نبود ما بیشک وابستگی دارد. این امر رو میشود از صور گوناگون نگریست. یکیش امر سوریست یعنی هنر دیپلماسی و چگونگی گفتگو کردن و چگونگی به نتیجه رسیدن. ببینید بنده خودم شخصا ندیدم توی سی چهل سال گذشته در تاریخ سیاست دنیا که یک همچین تراکم سیاسی و دیپلماتیکی ذیل یک موضوع مشخص رخ داده بود حتی زمانی که دیوار برلین فروخت من در آلمان زندگی میکردم ما این میزان از تراکم دیپلماتیک رو نداشتیم. بنابراین این هشت روزی که ده سال گذشته اش رو بگذاریم کنار و یک سال دو سال گذشته اش رو هم بگذاریم کنار این هشت روزی که در لوزان اتفاق افتاد بیسابقه و این خود نشان دهنده اهمیت و ژرفنای این موضوع هستش. بنابراین موضوع هستهای بی شک یک روکشی بیش نیست بر روی زنجیرهای از مسائل که سرنوشت اون منطقه رو تغییر خواهد داد و من فکر میکنم حتی یک شیفت بزرگ یک تغییر پارادایم بزرگ هستش در سیاست جهانی که هم منافع ما رو تحت الشعاع قرار خواهد داد چه مثبت چه منفی هم غرب رو و همپیمانان غرب رو در یک ترکیب و چینش جدیدی پدید خواهد آورد. و هم مسلما چین و روسیه چون اگر این تفاهم صورت بگیرد و این بچه سر زا نرود و سر زا نبرندش به سقط جنین نینجامد ایران را میتوانیم بگوییم که وارد حوزهای شده است که نوعی عدم تعهد وارد یک حوزه ای میشود به نام عدم تعهد یا همون ـــ و به آلمانی میگویند ـــ یعنی یک حالت میانهای میان شرق و غرب و این اتفاقا کوششی هستش که در زمان حکومتی گذشته هم محمدرضا شاه سعی کرد به اون دست بیابد با اینکه ایران در حوزه غرب بود همپیمان غرب بود ولی کوشید به چین و به شوروی نزدیک بشود. بلند پایگانی از جمله خواهر محمدرضا شاه و همسر ایشون سفرهایی کردند که این باب گشاده بشه و ایران آنچنان وابسته به غرب نباشد. خب امروز ما میبینیم که این اتفاق بار دیگر دارد رخ میدهد و همپیمانی نسبی با پنج بعلاوه یک به این معنی هم هست که ایران از زیر نگین چین و روسیه تا حدود زیادی بیرون میآید و این فضایی رو برای ما باز میکند که در سیاست بینالملل امکان مانور بیشتری داشته باشیم. من فکر نمیکنم این به نفع روسها باشد. کما اینکه آقای لاورف هر موقع امکانش رو پیدا میکرد از این مذاکرات در میرفت میرفت بیرون و همون طور آقای فابیوس که نمایندگی اسرائیل رو در حقیقت در این مذاکرات داشت میکوشید که فرصت پیدا بکند به هم بزند و بیرون برود. البته یک مقدار مسائل اقتصادی هم هستش جناب اخوان. صحبت سر تصمیم یک کیک بزرگ است. ایران گوشت فیله اون منطقه هست. بازار دامستیک مارکت بسیار گستردهای دارد. ریسورسهای بیمرزی که بر روی هم بگذاریم همه رسورس ها روی هم بگذاریم غنیترین کشور جهان هستش و یک جمعیت ۸۰ میلیونی که با غرب و با جهان امروز کامپاتیبل هستند. یعنی شما نمیتوانید مردم چین رو با مردم ایران مقایسه بکنید. نمیخواهم چینی ها رو پایین بیاورم. لیک ما در حوزه تمدنی قرار داریم که هم با شرق میتوانیم و هم با غرب میتوانیم. و این از از ویژگیهای تمدنهای میانی هستش که همیشه پلی بودند میان تمدنهای گوناگون و ایرانشهر همواره پلی بوده است میان شرق و غرب و یک طبقه متوسط که دارای نوعهایی هستش تحصیل کرده و اینها میتوانند اقتصاد ایران رو دچار یک جهش بکنند و ما میتوانیم برویم به جایی که شاید بتوانیم به کره جنوبی و یا ژاپن برسیم. آیا اینکه این مسئله خوب هست یا نیست اون مسئله دیگریست چون این میتواند خطراتی هم داشته باشد. ولی این امکاناتی هستش که بازار ایران به دست میدهد و برای هر شرکت صنعتی بزرگی آب را در دهان اینها جمع میکند. همین الان خبر موثق دارم بعد ایران حدود ۵۰ هواپیما به آمریکا سفارش داده است. این ۵۰ هواپیما چیز کمی نیست و در آلمان همین طور کاروانهای اقتصادی بزرگی از آلمان ماهها هستش که در تهران خیمه زدند و همگی منتظر این توافق هستند. بنابراین کاری که آقای اوباما دارد انجام میدهد بدون اجازه انجام نمیدهد. بدون اجازه محافل مشخصی انجام نمیدهد. در کنارش بخشهای دیگهای هستند که کاملا مخالف هستند و خرابکاریهای گستردهای میکنند. دلواپسان فقط در تهران نیستند. در این سوی آبها هم دلواپسان بسیاری وجود دارند که علنا و به صراحت میگویند این اتفاق نباید بیافتد. من سخنرانی رو دیدم آقای پتریک لاسان که میگوید حتی ما باید برای جلوگیری از این مسئله یک فالس فلگ یک کار دروغین انجام بدهیم و جنگی راه بیندازیم که این اتفاق نیافتد. آقای نتانیاهو و جمهوریخواهان در آمریکا تا پای یک کودتای حقوقی علیه اوباما رفتند و اون سخنرانی معروف در مجلس که اتفاق افتاد و آقای نتانیاهو ایران رو و خامنهای رو با هامان مقایسه کرد وزیر هخامنشی که میخواهد به اصطلاح یهودیان رو از بین ببرد. یعنی ما در یک شرایطی تاریخی قرار داریم که نیروها دارند میروند تا آخر خط. ترجمان این سخنی که آقای نتانیاهو در مجلس گفت یا ترجمان سخنانی که آقای مک کین میگوید و میگوید اگر این توافق صورت بگیرد ما امکان بمباران ایران رو دیگر نخواهیم داشت. ترجمان این هست که یا این توافق صورت میگیرد و اگر نگیرد و کسانی جلویش را بگیرند ایران در هم کوبیده خواهد شد. این بدیل دیگرش هستش. مسئلهای که اینجا باید بهش اشاره کرد این هستش که کسانی که با این توافق که هنوز زاده نشده ما آبستن این توافق هستیم مخالفت میکنند یا نمیدانند یا خود را به نادانی میزنند. بدیل عدم توافق جنگ است و زیرساختهای ایران رو نابود کردن و یک پوریم درمانی از ایران کردن. کارهایی رو که آقای نتانیاهو و امثال اون انجام میدهند نباید دست کم گرفت. مردان بانفوذی هستند مردان نامداری هستند و محافل ویژه و با نفوذ پشتشون هستند. لیک آنچه که امروز واقعیت روی زمین هست نشان میدهد که دیگرانی هم هستند. تیم اوباما که امروز این دیل رو هم آغوشی رو دارد با جمهوری اسلامی انجام میدهد اینها نقشههای دیگری در سر دارند و به نظر میآید که تقسیم قدرت در خاورمیانه دارد اتفاق میافتد به ضرر و به زیان روسیه. ما امروز نشانههایی داریم که ناو پنجم آمریکا از بحرین خارج خواهد شد و به سمت چین خواهد رفت. طرح آقای اوباما از آغاز این بوده تمرکز کردن بر روی چین و به نوعی تفاهم رسیدن با جمهوری اسلامی. پرسشی که برای ما ایرانشهریان مطرح هستش این است که آیا ما به دلیل دشمنی فکر میکنم طبیعی که با جمهوری اسلامی داریم و نه تنها با جمهوری اسلامی بلکه با ۱۴۰۰ سال پیش از اون چون جمهوری اسلامی برآیندی هستش از تاریخ ۱۴۰۰ ساله و ما در این برنامه بارها در این زمینه سخن گفتهایم. این نباید اجازه بدهد که سطح تحلیلها پایین بیاید روزنامهنگارانه شود. موضوع دارای اهمیت تاریخیست و به بود و نبود ما بستگی دارد. در این لحظه تاریخی و در این نقطه مشخص منافع حکومتی جمهوری اسلامی به طور اتفاقی با منافع ملی و با منافع تمدنی ما موازی شده است. درک این مسئله بسیار مهم است. جمهوری اسلامی حبی به ایرانزمین ندارد. لیک رویدادهایی که دارد اتفاق میافتد این رژیم رو مجبور کرده است به جایی برود که به سود ماست. یک مسئلهای هم که هستش اینکه کی جام زهر رو خورده؟ اینها شعارهای ژورنالیستیست. جام زهر مهم نیست. من فکر میکنم جام زهر رو عربستان و ترکیه و تا حدودی اسرائیل خوردند. بنابراین اهمیت داستان برای ما ماندن ایران هستش. سطح اقتصادی مردم ایران رو بالا آوردن. رژیم تحریمهایی که بر ایران اعمال شد در تاریخ بیسابقه است. هیچ کشوری به این صورت تحت تحریم همه جانبه واقعا فلج کننده نبوده است. ایرانیان از این مسئله سربلند بیرون آمدند و دیپلماسی رو پیش بردند که در طول دویست سیصد سال گذشته ما هرگز همچین غنایی از هنر دیپلماسی رو مشاهده نکردیم.
– جناب گرگین من خیلی خوشحالم از اینکه میبینم که شما تفسیری رو عرضه کردید که تمام جوانب کار رو بررسی کرد و صحبت کرد و همین طور چه به دقت و چقدر نشون میده که شما در تمام طول این مدت تمام مسائل هستهای رو دنبال میکردید، توی جلسات بودید میدونستید کی رفته بیرون، کی اومده بیرون. مطمئن هستم که تمام مفاد مواد قرارداد رو خوندید. فکر نمیکنید که مسئله آقای مک کین و یا دیگرانی که در آمریکا دارند از حزب مخالف آقای اوباما دارند صحبت میکنند، یک جریان فریاد سیاسیه؟ اگر هر اتفاقی بیافته صددرصد هم به نفع جامعه آمریکا اگر باشد برای اینکه اونجوری که شما صحبت میکردید که الان ۵۰ تا هواپیما که سفارش دادند به کی سفارش دادند؟ به بوینگ سفارش دادند دیگه حتما پس معنای اینا کار و بودجه و سرمایه میاره تو این مملکت و کار ایجاد میکند پس بنابراین اینها فقط شعارهای تبلیغاتی است. از پشت قضیه شاید اینها دستاشون هم اصلا تو هم باشه فکر نمیکنی؟
– جناب اخوان حرف شما سخن شما کاملا درست است و اگر آقای مک کین و امثالهم انسانهای عاقلی بودند همینجوری مینگریستند که شما و یا بنده مینگریم. چون به هر حال پایین آوردن شعله جنگ امریست مقدس. جنگ راه انداختن و کشورها رو بمبدرمانی کردن آنگونه که عراق انجام شد، لیبی انجام شد و کشورهای دیگر و بلایی که سر سوریه آوردند فکر نمیکنم هنری باشد که هیچ مرد آمریکایی بتواند بدان ببالد. لیک مردانی هستند در آمریکا که این شیوه زندگی سیاسیشون بوده و تاریخ آمریکا شوربختانه نشان میدهد که یک زنجیرهای هستش از این امور که آنچنان خوشایند نیست. آقای مک کین تنها نیست، فرد نیست. اینها نهاد هستند و یک سری سخنگوهایی دارند که آقای مک کین میتواند یکیش باشد. بنده فکر میکنم یک جنگی… معذرت میخوام… یک جنگی در درون خود آمریکا نیز هست. شاید بتوانیم میان ایست کست و وست کست. نبردهای درون قدرت آمریکا بسیار پیچیده است و در سطح جهان هم همین طور. من دیدم که پاپ آمده و از این مسئله دفاع کرده است. ما جناب اخوان در شرایط تاریخی قرار داریم که نبرد خدایان هم هست فقط نبرد مردان بر روی زمین نیست. وقتی اینگونه عربستان وارد بازی میشه و به عنوان سرزمین مقدس اسلام وقتی اسرائیل به عنوان سرزمین مقدس یهودیت اینگونه وارد بازی میشه با تمام قوا میآید و میگوید این کسی که در ایران هستش هامان است. این ارجاعات تاریخی، مسلما یک داستانی بیشتر نیست داستان استر، ولی برای سیاست امروز مدلی برای گفتگو شده است و یا اتفاقاتی که در ایران دارد میافتد یک مردی آخوندی به نام یونسی میآید و میگوید ایران امپراتوری زاده شده است و عراق بخشی از هویت تاریخی ماست. اینها سخنهایی نیستش که بتوان ساده گرفت. نمادهایی هستند از یک جریانهای ژرف تاریخی و همینی که امروز جناب شاهین اینجا نشستند و بنده نشستم نسل ما و از ایرانشهر سخن میگوییم این نیز اتفاقی نیست. بنده فکر میکنم خدایان البرز در این زمینه نقشی دارند و پیشگیری از این جنگ، جنگ خانمانسوز که دودش نه تنها در چشم ایران بلکه در چشم تمامی بشریت میتوانست برود و پای چین و روسیه میتوانست به این داستان کشیده شود بازی کمی نیست که میخواستند راه بندازند و تا امروز موفق نشدند فکر میکنم خدایان هم در این زمینه نقشی دارند.
– حالا ما خدایان رو رها بکنیم و با اجازتون من میخوام ببینم که شاهین هم چی میگه اونوقت من یه چند تا سؤال دارم که از هر دوی آقایون مطرح خواهم کرد. شاهین جان شما نظرت چیه؟
– خب مطلبی که پیش اومده از دو منظر میخوام بهش نگاه کنم. یک نظرگاه یا چشمانداز اینه که توی این هشت نه روزی که گفتگوهای بسیار مفصل و فشرده بوده به طور مشخص فقط و فقط مسئله هستهای نبوده که در موردش توافق یا تفاهمی صورت گرفته.
– باریکلاه.
– در کنار این یک بستهای بوده که ما این را میدیم و این را میگیریم به این صورت حل شده. بنابراین من مطمئنم در مورد سوریه در مورد یمن در مورد لبنان در مورد سرنوشت حزبالله در مورد سرنوشت داعش در مورد ارتباط ایران با قفقاز در مورد ترکیه عربستان در مورد همه اینا صحبت شده غیرممکنه که شما بروی با یک نفری که معاملهگر خوبیست معامله بکنی اونم نه یک به یک، یک به شش یعنی در حقیقت تمام قدرتهای دنیا بیایند اونجا برنامه برنامه توافق نیست برنامه یک سری توافقهایی است که یک زمان انجام شده زیر پوشش هستهای بنابراین اگر که یکی از دو طرف جر بزنه فرض کنید جمهوری اسلامی بره فردا دوباره شروع کنه یواشکی تعداد سانتریفیوژها رو زیاد کردن یا سطح غنی شدن رو بالا بردن تمام اون بسته توافق به هم خواهد خورد. این یه مطلبه مطلب دوم اینکه عدهای خب خوشحالی کردند از بابت این توافق عدهای هم ناامید شدند و احساس ناراحتی کردند. انگیزههای پشت این خوشحالیها بسیار بسیار متفاوت گاهی وقتها متضاده. انگیزهای که فرض کنید دوستمون جناب گرگین یا من یه مقدار خیالمون راحت شده که مسئله حمله به ایران دستکم در میان مدت و کوتاه مدت مطلبیش که دیگه دستکم مطرح نیست، چون حمله به ایران، ما مار و ملخ و مور کم نداریم اینا از تو سوراخ درمیامدند. شما میدیدید یه دفعه یک داعشگونهای در بلوچستان درست میشد یک بامبولی رو آقای جمهوری باکو در منطقه آذربایجان درست میکرد و ما رو دچار مشکلاتی میکردند که امروز روز روحمون هم خبردار نیست. ولی میشد فهمید که خیلیها بوی کباب خواهند شنید و جنگ تو اون منطقه فقط با خودش سرنگونی یک نظام رو نمیاره نظام رفتنیست حالا امروز نره فردا نه پسفردا ولی دیگر ممکن بود اصلا چهارچوب کشور به هم بخورد و فروپاشی دیگه قابل برگشت نبود همچنان که ما در ۱۰۰ سال گذشته ۱۵۰ سال گذشته هرچه از دست دادیم دیگه به دامان ایرانشهر بازنگشت. امیدواریم بازگرده ولی تا الان باز نگشته حالا این خوشحالیها از کجا بود؟ عدهای خوشحال بودند بخشی از مردم نه خیلی ولی به هر حال برخی اومدند در خیابون پایکوبی کردند و وقتی هم صحبت میکنی میبینی که تصورشون اینه که روابط با غرب عادی میشه و حالا تصوره دیگه که فردا لابد حجاب هم از ایران برداشته میشه مکدونالد و برگرکینگ و پیتزاهات به ایران میره. بعد خیلی راحت ۲۴ ساعته ویزای امریکا و اروپا داده میشه. اینا هست اینا بخشی از مردم ما یه همچین تصوری دارند و اصولا فکر میکنند عادی شدن روابط با غرب یعنی خوشبختی. حالا برخی چیزهاش خوبه برخی چیزهاش هم خوب نیست. اما برخی این انگیزشون بود فارغ از اینکه در این تفاهم یا توافق منافع ملی کجاست منافع تمدنی کجاست مصالح حکومت چیست کی در این وسط چه چیزی رو داره میبره عده دیگری خوشحالند به انگیزه دیگری عدهای خوشحالند چون احساس میکنند که خب طبیعتا در این مذاکرات یکی از چیزهایی که حکومت گرفته یک امنیتی یک بیمهای در برابر عدم کوشش غرب برای سرنگون کردنشه اونهایی که با جمهوری اسلامی سمپاتی دارند نزدیکند بهش هوادارش هستند یا دستکم اونقدر ناراضی نیستند که ریسک یک تغییر دیگه رو بپذیرند خوشحالند که این خطر بگذره جمهوری اسلامی ماندگار بشه با غرب هم سازش کنه و مطلب از نظر اونا ختم بخیر بشه. این انگیزه ی دوم برخی ها هست.
– ولی این انگیزهها در اصل مسئله هیچگونه نقشی نخواهد داشت.
– کاملا و میرسیم اتفاقا به منظرگاه سوم یعنی اون چیزی که ما فکر میکنیم در اون کمپ قرار داریم و اون اینه که ببینید ما توی سالهای گذشته به طور مشخص در ۳۶ سال گذشته و به طور ویژه تو هفت هشت ده سال گذشته مرتب به خاطر انزوا دچار خسارتهای بزرگ تمدنی شدیم. یعنی شما میبینید چهرههای ایرانشهری مصادره شدند یا ترکها یا عربها بردنشون ثبت هم کردند تموم شد نوروز رو جمهوری آذربایجان روش دست میذاره خلیج فارس عملا الان در نیمی از نقشههای جهان خلیج عربی شده به خاطر انزوای ما و پولی که خرج شده شما میدونید ترکیه نه تنها آسیای میانه رو گرفته زیر نگین خودش با بازرگانی و با دادن بورسهای تحصیلی حتی در تاجیکستان حتی در بخشی ازبکستان که کاملا ایرانشهریست نفوذ کامل داره خیلی بیش از ایران. در ترکمنستان بغل گوش ما عملا به عنوان یک استان ترکیه داره عمل میکنه. ترکیه امروز ترکیه آتاترک نیست. ترکیهایست که آقای اردوغان و همفکرانش یک پان عثمانیسمی رو در حقیقت دارند دامن میزنند که همراه عنصر ترکی خیلی پررنگتر از گذشته عنصر اسلامیست. یعنی اینها به دنبال احیای خلافت عثمانی هستند. این جریانات دیگه جمهوری اسلامی یا پادشاهی پهلوی یا یه جمهوری سوسیالستی رو در ایران براش تفاوتی نداره. برخورد برخورد ماهویست. ماهیتها دارند با هم برخورد میکنند و کار ما این وسط بسیار سخت است. از سویی میخواهیم آب به آسیاب کسانی که تو این ۳۶ سال به کشور ضربه زدند نریزیم. از سوی دیگر میدانیم که در شرایط کنونی دشمنان بسیار خطرناکی نشستند و منتظر فرصت هستند که کمر ما رو یک بار دیگه مثل ۱۴۰۰ سال پیش بشکنند. از اون کمرشکستنهایی که ممکنه دیگه قابل بازگشت نباشه. در نتیجه ما فکر میکنیم اینو قبلا هم گفتیم این شعار که جمهوری اسلامی به هر قیمتی برود من فکر میکنم شعار ایران دوستانهای نیست. ما باید با توجه به منابع خودمون با توجه به مصالح دراز مدت کشورمون با یک رستاخیز ایرانی کاری بکنیم که ماندگاریمون تضمین بشه حالا نه به هر قیمتی ماندگاری در رده بالا و بعد بتوانیم یک حکومت ایرانی رو در این ایران شاهد باشیم یک حکومتی بر پایه بنیادهای ایرانی و به خاطر مصالح ایرانی و ایرانشهری. در غیر این صورت افتادن تو این دامی که اگر اینها بروند و بمباران بکنند فردا راه باز میشه و ما میریم ایران و کشور میشود گل و بلبل میشود سوئیس و دانمارک و نروژ این خیلی خیلی به نظر من خام انگاریست.
– اصلا تفکرش هم حتی قبح داره که آدم بخواد بگه که فقط به خاطر اینکه خودم سفر بکنم بذار بزنند داغون کنند. من اجازه میخواهم چون این برنامه تقریبا آخرین برنامهایست که قبل از سفر شما به پاریس و میدونم که شاهین جان عازم هستی خودت و تمام تیم نوزایی ایرانی به پاریس برای همایش اینکه در پاریس دارید به همین علت ازتون خواهش میکنم که از اتاق فرمان خواهش میکنم که آگهی همایش رو پخش بکند و بعد من برمیگردم در خدمت شما هستم. خواهش میکنم
– همایش رنسانس ایرانی در پاریس ۱۰ تا ۱۲ اپریل ۲۰۱۵ رستاخیز فرهنگی ایرانیان در گروی کوشش و مشارکت ایراندوستان است. آنانی که فرهنگسازان ایران آینده هستند اکنون باید کنار یکدیگر بایستند و با بهرهگیری از سرمایههای معنوی ملی و خرد جمعی راه نوزایی ایرانی را شکل دهند. فرزندان فردوسی گرد هم میآیند تا ایرانشهر خود را دریابند. برای شرکت در این همایش با آدرسهای زیر تماس بگیرید. ۱۰ تا ۱۲ آپریل در پاریس.
– آرش گرگین کیخسرو آرش گرگین و شاهین نژاد مهمانان امروز برنامه نوزایی ایرانی هستند. یه چیز میخوام بگم شاهین قبل از اینکه اصلا به هر جا صحبت کنی، از کرواتت خیلی خوشم اومد این علامت فروهری که روش هست اصلا بیداد خیلی انگلیسی تایپ ولی فروهر روش بماند. دارید میرید به پاریس فقط برای همایش به پاریس نمیرید. به جاهای دیگهای هم میرید. میخوام ببینم که اونجاها چرا میرید و بعد آیا این مواردی رو که الان ما صحبت کردیم راجع به این تفاهم هستهای آیا در پاریس هم دنبالش رو خواهید گرفت؟
در پاریس سه روز دهم یازدهم و دوازدهم اپریل همایش رنسانس ایرانی رو برگزار میکنیم. همایش با همایشی که در سندیگو پارسال ۲۰۱۴ برگزار شد یک تفاوت عمدهای دارد. جدا از سخنرانیها و پنلهای گفتگو ما اونجا در حقیقت میخوایم نطفههای ۵ تا شبکه رو بریزیم. ۵ تا شبکه به صورت کارگروه آغاز به کار کنند در اونجا آغاز میشود ولی هفتهها و ماههای آینده این جریان در حقیقت گسترش پیدا میکند. ۵ تا کارگروه یا انگلیسها یا فرانسویها میگویند کامیتی. در حقیقت میخواهند کار تخصصی بکنند. یه کار مهندسی شده انجام بدهند. برای جاری کردن ایده نوزایی ایرانی در جامعه برونمرزی و درونمرزی یعنی به این صورت که ما میاییم افراد رو بر اساس استعدادها و گرایش خودشون به انجام کار تخصصی تقسیمبندی میکنیم کارگروهی داریم فرض کنیم معرفی رنسانس ایرانی به غیر ایرانیان، کارگروه روانشناسی و جامعه شناسی ایران، کارگروه تولید اندیشه و جستارهای نظری، کارگروه افکار عمومی و رسانه. باید همه این کارگروهها که البته در آینده ممکنه افزایش هم پیدا بکند در طول هفتهها و ماههایی که میاد با هم در تماس باشند از طریق طبیعتا سایبری چون در جاهای مختلف دنیا پراکنده اند و اینها یک ارتباط منظمی بینشون برقرار بشه یه کارگروه به کارگروه دیگر خوراک میده اون کارگروه باید بتونه اجرا کنه بر اساس خوراک باید ویدیو موزیک بسازه کلیپ آموزشی بسازه کاریکاتور بکشه سمینار بذاره وبینار بذاره انتشارات داشته باشه کارگروه دیگر باید خوراک رو بگیره ترجمه کنه بره سراغ کردهای سوریه کردهای عراق بره سراغ همسایگان ما در ارمنستان بره سراغ تاجیکها و ازبکهایی که فارسی صحبت میکنند ولی نمیتوانند بخوانند خلاصه برود سراغ مجامع فرهنگی غرب و مجامع دانشگاهی غرب و به اونها بگوید که در این نوزایی ایرانی چه چیزی میتواند برای شما باشد. آیا برکشیدن فرهنگهای ملی در منطقه آسیای میانه غرب آسیا و خاورمیانه در برابر فرهنگ مذهبی که فرهنگیست که متأسفانه در حال حاضر استفاده ای که ازش شده در جهت اعمال خشونت بسیار شگفت انگیزی در خاورمیانه است آیا میتواند راهگشا باشد؟ یعنی آیا یک انسان خاورمیانهای فقط یک موجودیست که شما با مذهب میشناسیش و بهش میگی شیعه هست یا سنی یا میتوانی بیایی این رو در غالب یک سوری که پشت سرش یک تمدن بیزانس هست یک مصری که پشتش تمدن نفتیهاست و یا عراقی که پشتش بابل بوده. اینها رو اگر ما بربکشیم میتواند کمک بکند به اینکه یک مقدار توازنی که در حال حاضر تو منطقه هست به هم بخورد. اینها بحثهاییست که ما پی میگیریم
– و در حقیقت نوزایی ایرانی میخواهد نوزایی ایرانی رو به خارج از مرزهای خاورمیانه در خاورمیانه هم گسترش بدهد و تفاهم فرهنگی بین همه به وجود بیاورد. بله؟
– نوزایی ایرانی در حوزه تمدنی ایرانشهر یعنی آنچه که از سیردریا تا فرات هست رود فرات هست و از گرجستان در منطقه قفقاز تا یمن است در اینجا ما مدعی هستیم دستکم در حوزه تمدنیمون باید دارای نفوذ باشیم و امیدواریم این بتواند ایرانی تبارها ایرانی زبانها و کسانی که در حوزه نوروز یا حتی بزرگتر از اون قرار دارند تحت تاثیر قرار بدهد اما در مصری که ممکنه زیر حوزه تمدنی ایرانشهر نباشد هم میتواند الگویی باشد، مدلی باشد برای مصری ای که بداند به جز هویت اسلامیش که حالا فرض کنید ده درصد جمعیت مسیحی، نود درصد جمعیت مسلمان اینها مصری هستند اینها از فضا که نیومدند اینها دارای تمدنی بودند. شاید تمدنهای بومی و فرهنگهای ملی رو برکشیدن در برابر فرهنگ مذهبی بتواند یک الگویی باشد برای دیگر سرزمینهایی که در این منطقه جغرافیایی بسیار بزرگ قرار گرفتند و به اونها هم کمک کند از این سیکل بسته بیرون بیایند.
– مرسی با اجازت آقای گرگین
– خواهش میکنم
– بله در خدمتتون هستم خدمتتون عرض کنم که شما فیلسوف هستید و سیاستمدار و سیاست رو یک فیلسوف عمیقتر نگاه میکند. دیدگاه دیگری دارد تا کسی که فقط به سیاست میپردازد برای زندگی کردن و حرفهای، حرفهی سیاسی داشته باشد. شما این تفاهم رو شخصا از نظر اقتصادی، فرهنگی و سیاسی چگونه میبینید؟
– بنده در هر سه زمینهای که شما فرمودید مثبت میبینم هم در زمینه اقتصادی که البته چیز شاقی هم نیست. یعنی تمام مفسران برداشته شدن لغو تحریمها رو یک جهشی میدونند برای اقتصاد ایران. دست کمش این هستش که به پیش از اگر ما توافق بکنیم که این تحریمها اقتصاد ایران رو بهش ضربه زده که در این شکی نیست، برداشتن این تحریم ها در بدترین تصور میتواند اقتصاد ایران رو به پیش از این دوران برگرداند. زمانی که فکر میکنم دلار یک چیزی حدود هزار تومان بود. حالا اینکه برگردد به اون مسئله دیگریست. ولی من فکر میکنم همون جوری که هم بنده کوشیدم که توضیح دادم و هم جناب شاهین، صحبت بسیار گستردهتر از این امور هستش صحبت سر یک دیل بزرگ سر یک معامله بزرگ هستش و یک رویارویی با چین و روسیه یعنی سبکبال شدن آمریکا در خاورمیانه و سپردن خاورمیانه به یک قدرت منطقهای به نام ایران و تقسیمش میان ایران و عربستان سعودی به این منظور نیستش از این رو نبوده که آمریکاییها عاشق چشم و ابروی جمهوری اسلامیاند یا از ایرانیها خوششون میاد خیر چنین چیزی نیست. آمریکا میراثدار تمدن روم هستش و روم میراثدار تمدن آتن هستش و اینها در یک نبرد تاریخی با شرق هستند و ایرانشهر دیوار تمدنی مشرق زمین بوده همواره. امروز کسان زورشان نمیرسد هم با چین هم با روسیه در اوکراین و هم با ایران در یمن و عراق و سوریه و لبنان این فضای گسترده نبردی که آغاز کردند وخودشون آغاز کردند، این فضای نبرد دارد فرسوده میکند نیروهایی رو در درون خود آمریکا. از این منظر یک سری انسانهایی که من فکر میکنم نسبیتی عقلانیت درشون هست آمدند و فیتیله جنگ رو دستکم برای مدتی با ایران پایین کشیدند و یک تقسیمی کردند اون منطقه رو میان ایران و عربستان سعودی که من فکر میکنم عربستان سعودی آینده آنچنان خوشی نخواهد داشت. این پوست موزی که زیر پاش گذاشتند و ورود عربستان سعودی به یمن میتواند به شورشهایی در بخش نفتی عربستان که شیعهنشین هست بیانجامد که حدودی هم آغاز شده است و پیشینه هم داشته است و من فکر میکنم آمریکا اصولا دوست خوبی نیست هرگز دوست خوبی نبوده و هر کی به آمریکا دست داده است پشیمان شده است. این برنامهای که امروز چیده شده برای عربستان سعودی آینده خوشی برای آنها نخواهد داشت ولی مهم این است آمریکا دارد میرود به سمت چین ابر قدرتی مانند چین با یک و نیم میلیارد جمعیت و تولیدی که بیمرز هستش آمریکا رو میتواند در بنوردد. از همین مهار کردن نظامی چین احتیاج به نقل و انتقالاتی دارد در حوزه آسیای جنوبی و آسیای شرقی که اینها دارند انجام میدهند و دیگر حوصله کجدار مریز کردن و یا سر کله زدن به آخوندها در تهران رو ندارند. از این منظر وارد یک دیلی شدندکه یک عده ای مخالفش هستند اونها دلایل دیگهای رو دارند. آقای نتانیاهو و تیم اون بر این باور هستند که بازگذاشتن دست جمهوری اسلامی میانجامد به گستردگی حوزه نفوذ ایرانیها و به قول خودشون پارسها یا مجوسها. ایشون حق دارند به اینجا میانجامد لیک مردانی چون اوباما و کری به این باور رسیدند که چاره دیگهای ندارند از این روزن هستش که من فکر میکنم هم آمریکا مجبور شده است بیاید پای میز بنشیند و هم یک سری در تهران مجبور شدند بیایند بنشینند پای میز و این فارغ از اینکه چه نیتهایی پشت سر هر کدام از اینها هستش برای تمدن ما و برای مردم ایران و مردم منطقه مفید است. ایران در یک اشغال تمدنی به سر میبرد. جمهوری اسلامی یک جنازه تاریخیست که بر دست ما قرار گرفته و ما باید این رو تشییع بکنیم. لیک تشییع این جنازه که بر روی دست ماست نباید به فروپاشی جغرافیای ما بینجامد. خوشبختانه کسانی در ایران هستند که دارند میآیند به این موضوعاتی که ما مطرح میکنیم ایرانشهر، ایران بزرگ، ایران حوزه فرهنگی نوروز و در درون خود حکومت هم هستند. یک مسئلهای رو من اینجا اشاره بکنم. وطنپرستی رو سکه اش به نام ما نزدند. لزوما کسی که در بیرون هستش و دارد آزادتر سخن میگوید و آزادتر میاندیشد، وطنپرستر از اون کسی که در خود حکومت در بعضی جاها دارند کار میکنند نیست. ما ۱۴۰۰ سال هستش در اشغال هستیم. این سرزمین خواجه نظام الملک ها رو هم داشته که با مغولها کنار آمدند. اینها رو باید در نظر گرفت و مغولها رو مجبور کردند زبان پارسی رو ببرند به شرق. اینها اموریست که در سرزمین ما اتفاق افتاده و من میبینم که در درون حکومت ایران لایههایی دارند به کنار زده میشوند. دلواپسانی دارند به کنار زده میشوند و کسانی دارند میان رو که لحنشون با لحن انقلابیون نخست متفاوت است.
– آقای گرگین البته با تفسیری که شما فرمودید من این نتیجهگیری رو دارم میکنم که در حقیقت این تفاهم رو میشه به نفع طرفین محاسبه کرد. یعنی یک تفاهم وین وین است. نه اینکه فقط ایران و خاورمیانه ازش بهره خواهد گرفت. غرب هم کشورهای پنج هم به اضافه آمریکا اونها هم هر کدومشون سهمی دارند و بهرهگیریهایی خواهند داشت. کما اینکه در قسمت اول اشاره کردی که مثلا آلمان الان چند گروه رو در ایران داره که منتظر هستند که بریزند و فعالیتهای اجتماعی رو شروع بکنند و تجارت رو شروع بکنند.
– من یک مثال میزنم برای شما. ببینید الان حدود ۶۰۰ میلیارد پول ایران در چین بلوکه است و حدود ۲۰۰ میلیارد در اروپا و آمریکا. چینیها معذرت میخوام که این لفظ رو به کار میبرم لیک با خرمردرندی تمام از این سرمایه ایران که بلوکه شده به خود ایران وام میدهند با بهره شانزده هفده درصد. بنابراین آزاد شدن این سرمایهها و بازگشت و سرشکن شدنشون درون بازار ایران نخست اینکه میتواند یک شک اقتصادی به ما وارد بکند این خطرناک است. دوم اینکه مستقیم نمیاد به صورت جنس، به صورت کالا، به صورت سرمایهگذاری میاد و این دعواهایی که در این ۸ روز اتفاق افتاد، کش و وا کشها همش هم سیاسی نبود. بخش اعظمش هم اقتصادی هستش که هر کدوم از اینها سهمی میخواهند از این مسئله یعنی میخواهند در این گشایشی که دارد رخ میدهد سهمی داشته باشند. مسلما برای اروپا بسیار مثبت هستش بازار ایران اروپا دعوایی با ایران ندارد هیچ دعوایی با ایران ندارد اروپا به ویژه آلمان که بنده درش زندگی میکنم آلمانیها به طور سنتی چه در زمان رضا شاه بزرگ چه بعدش حتی در زمان شورش ۵۷ آلمان نقش مستقیمی بازی نکرد چاره دیگهای نداشت که تن در بدهد. آلمانیها سود دارند در بازار ایران و به نفعشون هستش که در اونجا حضور داشته باشند. یه سری محافلی نمیگذارند. امروز عقل جمعی پایتختهای مغرب زمین به اینجا رسیده که باید با پارسها کنار اومد. فرقی نمیکند در ایران چه رضا شاه باشد چه محمدرضا شاه چه آدمهای دیگری این پارسها یک سری نیازهایی دارند که باید اینها برآورده بشود و نمیشود اینها رو زمین زد. مردی مثل برنارد لوئیس که فوت کرد و یک سری تسلیت گفتند بهش که ایشون بر این باور بود که پارسها رو نمیشود زمین زد. اینها رو کسانی که توی ۱۴۰۰ سال زبان و فرهنگ خود نگه داشتند تنها راهشون تجزیه جغرافیاییه. از همین رو بود که طرح ۵۷ و طرح بلوچستانی کردن، کردستانی کردن، آذربایجانی کردن در حقیقت اماراتی کردن ایران رو خواستند انجام بدهند. نتوانستند. آقای بوش تلاش کرد انجام بدهد با خاورمیانه بزرگش نتوانست. داعش رو پدید آوردند نتوانستند ایرانیان پایداری کردند و این رژیم خواهد رفت آنچه که میماند ایران هست و مردانی که در ایران رشد خواهند کرد و اداره خواهند کرد.
– زهی کلامت. شاهین جان فرصت زیادی برای برنامه نداریم خواهش میکنم شما اگه نظری داری و میخوای مسئله دیگه ای داری عنوان بکن.
– حتما من یه مطلبی میخواستم اضافه کنم به صحبتهایی که شد. برخی بسیار ناامید شدند از این تفاهمی که صورت گرفت. برخی اینگونه نظر دادند که ساخت و پاختی که بین غرب و شرق و جمهوری اسلامی روی داده باعث ماندگاری جمهوری اسلامی برای سالهای دراز خواهد شد. من برای دوستانی که اینگونه فکر میکنند یعنی فکر میکنند ساخت و پاخت با غرب یعنی ماندگاری و درگیری با غرب یعنی رفتن دو تا نمونه رو مثال بزنم یا سه تا حتی. صدام حسین ما میدونیم به طور قطع سلاح شیمیایی داشت علیه کردهای عراق به کار برد علیه سربازان ایرانی به کار برد این رو مطمئنیم ما شواهدش هست. موقعی که جورج بوش گفت که سلاح کشتار جمعی دارد صدام حسین، صدام حسین سریع اینها رو از بین برد بنابراین وقتی برای بازرسی رفتند واقعا سلاحی اونجا نبود صدام جا زده بود چون میدونست ممکنه حمله بشود بهش اتفاقی که رخ داد علیرغم از بین بردن اون سلاحهای کشتار جمعی توسط خود صدام غرب بهش حمله کرد و اون بلا سر صدام اومد که همه مون دیدیم در حقیقت موقعی که کوتاه آمد زمینه انداختنش فراهم شد. در مورد لیبی فراموش نکنیم که قذافی هواپیمای پن امریکن رو زد در لاکوربی اسکاتلند افتاد تعداد زیادی مردند اینها هم رفتند بمب انداختند دخترش مرد جسد دخترش گرفت جلوی دوربین اومد و پس از مدتی احساس خطر کرد و یک دفعه راه رو عوض کرد و در یک مصاحبه تکان دهنده گفت که کی گفته من رهبر جهان عرب هستم. من اصلا عرب نیستم من افریقایی هستم و اصلا ادعاش رو پس گرفت و شروع کرد پس رفتن و پس رفتن نهایتش آن شد که ناتو حمله کرد ۳ سال پیش با اون وضعیت فجیع انداختنش و حالا کنار این دو تا من میخوام نفر سومی رو بگم که با این دو نفر از یک جنس نبود ولی سرنوشت همین گونه شد و اون محمدرضا شاه است. شاه فقید موقعی که وارد جنگ نفتی شد با غرب با کشورهای مصرفکننده و قیمت نفت رو به طرز سرسام آوری افزایش داد و موفق شد رهبری اپک رو عهدهدار بشود، در جهت دفاع از منافع ملی ما ایرانیان خب سرشاخ شده بود با اینها ولی موقعی که آثار انقلاب رو دید بلافاصله کوتاه آمد عقب رفت و گفت شما چی میخواین؟ شما میبینید کوتاه آمدن شاه فقید رو جلوی انگلستان و امریکا بازگذاشتن دست بیبیسی نبستن در سفارتخانههای انگلستان و امریکا در ایران همه نشانهها این بود که دارد شاه فقید عقب مینشیند و عقب نشینیش همراه با فروافتادن بود. اگر مواضع اواسط دهه هفتادش رو شاه نگه میداشت حتما این معامله باهاش نمیتونستند انجام بدهند که انجام دادند. حالا جمهوری اسلامی هم از یک شعاری و از یه برنامهای کوتاه آمده انگیزه اش هرچه که باشد جمهوری اسلامی رو آسیب پذیرتر میکند نه آسیب ناپذیر.
– مرسی. دو دقیقه وقت دارم برای آقای کیخسرو آقای آرش گرگین اگر فرمایشی دارید عنوان بفرمایید وگرنه من این کلام آخرم رو بگم.
– با کمال میل. کاملا همین گونه هستش که دوستمون گفتند و کوتاه آمدن در برابر غرب یعنی فروپاشی و از دست دادن همه چیز لیک من فکر میکنم ایران کوتاه نیومده است یک عقلانیتی به خرج داده است. ما میان کوتاه آمدن و عقلانیت باید تفاوت بگذاریم و امر مهمی که در اینجا رخ داده است بسته ماندن در پادگانهای ایران هستش. اینها کوشیدند موضوع رو به پادگانها و سایتهای نظامی ایران هم بکشونند و موفق نشدند. ما امروز تفاهمی رو داریم میبینیم که من فکر میکنم هم برای اروپا و آمریکا خوب هستش، اگه بخواهیم واقعا با حسن نیت برخورد کنیم. من حسن نیتی در اونها نمیبینم. در غرب حسن نیتی نیست. لیک ولی ما ایرانی هستیم، آریایی هستیم و نیکی همگان رو میخواهیم. این داستان هم برای غرب خوب هست و هم برای ایرانیان. امیدوارم که سرزا نرود.
– من خیلی از هر دوی آقایون آقای کیخسرو آرش گرگین فیلسوف و سیاستمدار و همین طور شاهین نژاد مهندس و قاطی سیاست و فرهنگی تشکر میکنم که وقتتون رو به من دادید از تمام تماشاگران خواهش میکنم که اگر راجع به این مقولهای که ما امروز بحث کردیم سؤالهایی دارید میتوانید برای من ایمیل کنید من بعدا با آقایون در جریان خواهم گذاشت و کسانی هم که در اروپا هستند در هر کجای دنیا هستند و امکانش رو دارند که به همایش نوزایی ایرانی به پاریس بروند، بروند. من که نمیرم به دلیل کارهایی که اینجا دارم خیلی متأسفم ولی دیگه همین است. دیگه شاهین جان خیلی خیلی ممنون. من باهات تماس میگیرم شاید وسیلهای به وجود بیاریم که از پاریس بیارمت روی خط و گزارشهایی رو از پاریس برامون بدی و همین طور جناب آرش گرگین از شما هم متشکرم که در خدمتتون بودم عرضی ندارم. خانمها آقایان افتخاری بود که در خدمت آقایون بودم و همین طور شما تا هفته آینده به نام خداوند جان و خرد.